ادبیات
فارسی از غنی ترین ادبیات جهانی است لبریز از عواطف و احساسات درونی و قالب های گوناگون رایج زمان در درازنای تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین بسیاری از شاهکارهای ادبی جنبه تعلیمی دارند و از این قبیل است مثنوی مولوی و بوستان سعدی و حدیقه سنایی و منظومه های عطار و نظایر آنها که جنبه های تعلیمی آنها همپای جنبه های ادبی پرمایه و قوی است عرصه کاربرد ادب تعلیمی بسیار وسیع است زیرا به هر حال هر اثری مطلبی را تعلیم میدهد.ادبیات تعلیمی یکی از مهمترین انواع ادبی است که در فرهنگ و ادبیات هر کشوری یافت میشود و سعی در پرورش قوای روحی و صفات نیک اخلاقی انسانها دارد این نوع ادبی در بسیاری از آثار شاعران ایرانی وجود دارد آثاری که به شیوه های گوناگون به تعلیم مردم و آموزه های اخلاقی ایشان اشاره دارد شعرا با استفاده از صنایع ادبی کلامی پر از پند و اندرز میسرایند و با استفاده از تمثیل های مختلف به فهم مسائل خوب و بد زندگی کمک میکنند.این مقاله که جایگاه
ادبیات تعلیمی در قصاید را مورد بررسی قرار میدهد به سیر تحول این نوع ادبی و تعلیمات دینی و مذهبی آموزشهای اخلاقی عرفانی و تعلیمات سیاسی- اجتماعی در قصاید شاعران بزرگ قصیده سرای پارسی می پردازد.