از گذشته های بسیار دور بشرهمواره به دنبال پیدا کردن ارتباط معنا داری بین حوادث زندگی و اجرام آسمانی بوده است. از این رو علم تنجیم به دنبال پاسخگویی به این نیاز بر آمد ولی روایات بسیاری از پرداختن به علم تنجیم نهی می کنند . از طرفی روایات صحیحی در بسیاری از متون روایی معتبر امامیه نقل شده که ضمن پذیرش تاثیر حوادث آسمانی بر حوادث زمینی از مصادیقی از قبیل وقوع عقد ازدواج و مسافرت و ...در
قمر در عقرب نهی می کنند.بنابراین ضمن پاسخگویی به این دو گانگی ،ابتدا باید ماهیت و مصادیق
قمر در عقرب مشخص شود تا به این واسطه حد و مرز احکام مترتب بر آن به وضوح روشن گردد. این پژوهش به روش کتابخانه ای و با شیوه توصیفی-تحلیلی با واکاوی در روایات نشان می دهد که نحسی ذکر شده در روایات برای روزهای
قمر در عقرب، علت فاعلی برای اجرام سماوی نداشته ولی انکار ناپذیر است و بنا بر نظر اکثر فقهای شیعه مقصود از
قمر در عقرب در روایات،
برج عقرب بوده و صورت فلکی آن نمی باشد. و نکته ی مهم دیگر این است که با وجود فراوانی احکام رایج
قمر در عقرب در بین عامه ی مردم ، احکام مترتب بر
قمر در عقرب در روایات بسیار آمده است.