مولانا جلال الدین رومی در *مثنوی معنوی * از عنصر عاطفه به عنوان ابزاری برای انتقال عمق معنوی و روحانی بهره می برد. او از طریق شعرهایش به بررسی موضوعات انسانی و الهی پرداخته و احساساتی چون عشق ، درد، شوق، و
رحمت را به تصویر می کشد . عاطفه در اشعار
مولانا به عنوان پلی میان دنیای ظاهری و باطن معنوی عمل کرده و مخاطب را به
تامل در اصول عرفان ی و فلسفی دعوت می کند. استفاده از داستانهای تعلیمی و تصاویر شعری به منظور برانگیختن احساسات مخاطب و هدایت او به سوی تجربه های روحانی از ویژگ ی های برجسته اشعار اوست . به علاوه،
مولانا از عواطف انسانی به عنوان وسیله ای برای بیان حقایق عمیق تر و جستجوی حقیقت استفاده می کند، به گونه ای که اشعار او همواره حاوی پیامی برای رشد و تکامل روحان ی انسانهاست . این عواطف به ویژه از طریق تجارب شخصی
مولانا و ارتباط او با خداوند و جامعه به نمایش گذاشته شده و موجب ایجاد تجربه ای عاطفی و معنوی در مخاطب می شود.]۱[