تطبیق ترجمه فولادوند و سیدمحمدعلی محمدی با تکیه بر نظریه نایدا در سوره احزاب abstract
قرآن کریم دارای محتوای ارشادی به منظور تغییر رفتار و سبک مادی گرایانه به سوی زندگی الهی است . متن
قرآن کریم با سایر متن های بشری تفاوت اساسی دارد. زیرا با اینکه نه می توان آن را متنی داستانی و نه ذهنی و علمی و نه تخیلی نامید. هرچند این موارد در آن نمود زیادی دارد. ولی قالب واحدی برای آن فرض نمی شود. به همین دلیل ترجمه
قرآن کریم با متنهای دیگر متفاوت است . غالب مترجمان قرآن هم براساس نظریه های مطرح ترجمه همچون نظریه یوجین نایدا به انتقال مفاهیم اصلی متن قرآنی ، انتقال ساختارنحوی به زبان مقصدگرایش دارند تا معانی اصلی واژگان و عبارات زبان مبدا منعکس و ساختار اصلی حفظ شود. این پژوهش به صورت توصیفی و براساس فیش برداری دو ترجمه منظوم سیدمحمدعلی محمدی و منثور
فولادوند در سوره احزاب را مورد بررسی قرارداده است و نتایج آن مشخص گردید که
فولادوند برای قابل فهم کردن ترجمه خود توضیحاتی برگرفته از تفاسیر را درکروشه می آورد تا ترجمه ای قابل فهم به مخاطب ارایه دهد. حال آن که سیدمحمدعلی محمدی ترجمه ای منظوم داردکه در بسیاری ازآیه ها علاوه برساختارشکنی در قالب و مفهوم، مفهومی سوای مفهوم اصلی متن قرآن به مخاطب ارایه می کند . لذا می توان ترجمه
فولادوند را تا حدی ترجمه ای صوری و ترجمه محمدی را ترجمه ای پویا و فراتر ازآن دانست .