ارتباط بین اخلاق و حقوق از گاشته های دور تاکنون محل مناقشه بین حقوقدانان و فلاسفه بوده است و نظریات در این دو حوزه متفاوت می باشد. در عرصه حقوق موضوعه دو دیدگاه کلاسیک و مدرن در این زمینه وجود دارد؛ دیدگاه اول دلالت بر آن دارد که یک وجه افتراق اساسی بین این دو شاخه از علم وجود دارد، چراکه هریک دارای اقتضائات خاص هستند. حقوق به پدیدههای اجتماعی می پردازد و روابط بین عموم افراد جامعه را تنظیم می کند و بر این مبناست که نظم عمومی و منافع عمومی مفهوم پیدا می کند؛ درحالی که اخلاق به نهان انسانها توجه دارد و این رسالت را دنبال می کند که هر انسانی بر حسب سرشت خویش به نیکی گرایش دارد و از گناه دور می شود. همچنین ضوابط و دستورالعمل هایا رهنمودهایی در مورد اخلاق تجاری و تعهدات آن یا نکاتی که بازاریابان، واحدهای تولیدی و به طورکلی افراد شاغل در بخش صنعت و تجارت باید در فعالیت های اقتصادی خود رعایت کنند، تدوین و منتشر کردهاند. در برخی از موارد نیز قانونگذار، تکالیف یا وظایف معینی را برای حفظ حقوق مصرف کنندگان، سلامت افراد جامعه یا جلوگیری از وارد شدن خدشه به اعتبار و حیثیت بین المللی کشور وضع یا تعیین کرده است که منشا آنها تعهدات یک جانبه تجار در قرادادها بر اساس اصول اخلاقی پذیرفته شده در سطح بین المللی بوده است .