ترکیب مدل های میانگین-واریانس مارکویتز با بازده فازی ذوزنقه ای و تحلیل پوششی داده های کارایی متقاطع با ساختار شبکه ای به منظور یافتن سبد بهینه سرمایه گذاری abstract
هدف: افزایش ثروت سهامداران از مهمترین اهداف مدیریت مالی است. این موضوع همواره با دو مفهوم ریسک و بازده به طور هم زمان عجین است، به گونه ای که سهامداران همواره بهدنبال افزایش بازده سبد با کنترل و حداقل سازی ریسک، یا به دنبال کاهش ریسک در سطح مشخصی از بازده موردانتظار می باشند. برای این منظور سرمایه گذاران عمدتا از مفاهیم تحلیل بنیادی، به معنی توجه به ساختار درونی و عملکرد مالی شرکت ها یا از مفاهیم تکنیکال، به معنی توجه به تغییرات و نوسانات قیمتی سهام در بازار یا ترکیبی از هر دو روش استفاده می نمایند. هدف اصلی پژوهش حاضر ارایه یک مدل ترکیبی است که هم به ساختار مالی به عنوان رویکرد بنیادی و هم به نوسانات قیمتی سهام در تابلو در گذشته به عنوان یک رویکرد تکنیکال توجه نموده و درنهایت با استفاده از مفهوم شبکه در تحلیل پوششی داده ها به تاثیر عملکرد مالی بر ارزش بازاری شرکت بپردازد. به علاوه، به منظور در نظر گرفتن عدم قطعیت در بازده ها از مفهوم اعداد
فازی ذوزنقه ای استفاده شده است.روش شناسی پژوهش: ما در این پژوهش با ترکیب مدل مارکویتز با بازده های فازی با مدل تحلیل پوششی داده های شبکه ای به یک مدل چندهدفه دست خواهیم یافت که با مدنظر قراردادن عملکرد شرکت ها بر اساس برخی نسبت های مالی و تاثیر آن بر ارزش بازاری سهام، هم چنین نوسانات قیمت، سعی در معرفی سبدهای سهام در بهترین حالت های ممکن از حیث ریسک، بازده و هم چنین کارایی سبد سهام خواهد داشت. درنهایت به منظور استفاده از مدل در انتخاب یک سبد سهام بهینه، ۵۰ شرکت از شرکت های فعال در بورس اوراق بهادار تهران از صنایع مختلف انتخاب و مدل مزبور بر روی آن ها اجرا گردید. هم چنین برای حل مدل از الگوریتم ژنتیک چندهدفه با مرتبسازی نامغلوب استفاده شد.یافته ها: نتایج به دست آمده از پیاده سازی مدل بر روی ۵۰ شرکت از شرکت های فعال در بورس اوراق بهادار نشان می دهد استفاده از مدل پیشنهادی نسبت به استفاده از هریک از مدل های مارکویتز یا تحلیل پوششی داده های شبکه ای به تنهایی و هم چنین نسبت به مدل غیر شبکه ای، نتایج بهتری از حیث بازده، ریسک و کارایی در اختیار سرمایه گذاران قرار داده و رویکرد جامع تری نسبت به مدل های ارایه شده قبلی دارد.اصالت/ارزش افزوده علمی: پژوهش حاضر مدلی را معرفی می کند که با ترکیب دیدگاه سرمایه گذاران با رویکرد بنیادی و سرمایه گذاران با رویکرد نوسانات قیمتی (تکنیکالی)، تصمیم گیری برای انتخاب سبد بهینه را ساده تر می سازد. روش ارایه شده با لحاظ بازده ها به صورت اعدادی از نوع فازی ذوزنقه ای، سعی در بیان عدم قطعیت در بازده ها داشته و هم چنین با استفاده از مدل شبکه ای تحلیل پوششی داده ها، تاثیر کارایی شرکت ها بر ارزش بازاری و افزایش ثروت سهامداران را می سنجد.