کج فهمی های درسی رایج ،علل آن و فرهنگ سازی عمومی نسبت به آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه دانش آموزان مقطع ابتدایی مدارس استثنایی شهر سنندج سال تحصیلی(۱۴۰۴-۱۴۰۳) abstract
هدف این پژوهش بررسی کج فهمی های درسی و علل بروز آن ها در دانش آموزان با نیازهای ویژه در
مدارس استثنایی برای بهبود شرایط آموزشی این دانش آموزان بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و همبستگی بوده و به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل ۲۳۰ نفر از دانش آموزان با نیازهای ویژه در
مدارس استثنایی شهر سنندج در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که از میان آن ها ۱۴۰ نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده جمع آوری و تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. ابزار پژوهش پرسشنامه هایی بود که به منظور سنجش کج فهمی های درسی، علل آن ها و راهکارهای پیشنهادی طراحی شده بودند. یافته های پژوهش نشان داد در میان انواع نیازهای ویژه، مشکلات یادگیری با ۳۲% بیشترین فراوانی را داشت، در حالی که مشکلات شنوایی و بینایی به ترتیب ۲۱% و ۱۸% را به خود اختصاص دادند. بیشترین کج فهمی ها در درس ریاضی با میانگین ۳.۴۰ مشاهده شد. علل عمده کج فهمی های درسی شامل روش تدریس نامناسب (میانگین ۳.۶۰)، محتوای آموزشی غیرمنطبق با نیازهای دانش آموزان (میانگین ۳.۵۰) و مشکلات فردی و اجتماعی دانش آموزان (میانگین ۳.۲۰) بودند. راهکارهای پیشنهادی برای کاهش کج فهمی ها شامل استفاده از روش های تدریس تعاملی (میانگین ۴.۰۰)، ایجاد محیط های یادگیری حمایتی (میانگین ۳.۸۰) و آموزش به اولیا برای حمایت بهتر از دانش آموزان (میانگین ۳.۹۰) بودند. در تحلیل های استنباطی، نتایج آزمون تی استودنت نشان داد که تفاوت معناداری در کج فهمی های درسی بین دانش آموزان دختر و پسر وجود نداشت (p-value = ۰.۵۴). آزمون ANOVA نشان داد که تفاوت معناداری در کج فهمی های درسی در درس ریاضی بین انواع نیازهای ویژه وجود داشت (p-value = ۰.۰۱)، که نشان دهنده تاثیر نوع نیاز ویژه بر بروز کج فهمی های درسی در این درس است. تحلیل همبستگی پیرسون نشان داد که بین روش تدریس نامناسب و کج فهمی های درسی در تمامی دروس همبستگی مثبت و معناداری وجود داشت (p-value < ۰.۰۱). در رگرسیون چندگانه، نتایج نشان داد که روش تدریس نامناسب (β = ۰.۴۵) و محتوای آموزشی غیرمنطبق با نیازهای دانش آموزان (β = ۰.۴۰) بیشترین تاثیر را بر کج فهمی های ریاضی داشتند. نتیجه گیری پژوهش نشان داد که برای کاهش کج فهمی ها در دانش آموزان با نیازهای ویژه، باید از روش های تدریس تعاملی، ایجاد محیط های یادگیری حمایتی و آموزش به اولیا برای حمایت بهتر از دانش آموزان استفاده شود.