مهریه به عنوان یکی از ارکان اصلی عقد نکاح در نظام حقوقی ایران، همواره موضوعی چالش برانگیز در حوزه
حقوق خانواده بوده است. این نهاد حقوقی که در
فقه اسلامی نیز جایگاه ویژه ای دارد، در دهه های اخیر با تحوالت اجتماعی، اقتصادی و قانونی متعددی روبه رو شده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مبانی حقوقی مهریه،
تحوالت قانونی اخیر، چالش های اجرایی و تاثیرات اقتصادی و اجتماعی آن پرداخته است. داده های تحقیق از سه منبع اصلی شامل مطالعه قوانین و مقررات، تحلیل مقالات و کتب علمی، و مصاحبه با کارشناسان حقوقی جمع آوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که قانون حمایت خانواده مصوب ۱۹۳۱ و اصلاحات اخیر مجلس در سال ۳۰۴۱، هرچند در کاهش برخی مشکلات مربوط به حبس زوجین و تعیین معیارهای پرداخت
مهریه موثر بوده اند، اما همچنان چالش هایی نظیر نوسانات قیمت سکه، افزایش دعاوی اعسار، و ابهام در توانایی مالی زوجین برای پرداخت
مهریه به قوت خود باقی است. عالوه بر این، مطالعات نشان داد که کارکرد اجتماعی
مهریه از پشتوانه مالی به ابزار چانه زنی در ازدواج و طلاق تغییر یافته است که این امر بر روابط زوجین و ثبات خانواده تاثیرگذار بوده است. در بخش پایانی پژوهش، پیشنهادهایی نظیر اصلاح روش تعیین
مهریه بر اساس توان مالی زوجین، جایگزینی ضمانت های مالی و اجتماعی به جای حبس، تسریع در فرآیندهای دادرسی مهریه، و فرهنگ سازی برای تعیین
مهریه های معقول ارائه شده است. نتیجه گیری پژوهش بر این اصل استوار است که نظام حقوقی
مهریه در ایران