یادگیری
خودتنظیمی به فرایندی اطلاق می شود که طی آن یادگیرنده به طور فعال و آگاهانه به نظارت، تنظیم و ارزیابی فرایند یادگیری خود می پردازد. این فرایند شامل شش مرحله اساسی است: تنظیم پیشنگری، تنظیم حین یادگیری، و تنظیم پس از یادگیری. راهبردهای یادگیری
خودتنظیمی به روش ها و تکنیک هایی اطلاق می شود که فرد برای کنترل و هدایت فرایند یادگیری خود از آنها استفاده می کند. این راهبردها می توانند در سطوح مختلف شناختی، انگیزشی و رفتاری قرار گیرند. مدل های مختلف یادگیری
خودتنظیمی به شیوه های متنوعی به این مسئله پرداخته اند، اما در تمامی این مدل ها، مفاهیم کلیدی همچون تنظیم شناختی، انگیزشی و رفتاری و همچنین اهمیت خودآگاهی و بازخورد در فرآیند یادگیری
خودتنظیمی برجسته هستند. از آنجا که نظریه یادگیری
خودتنظیمی یک پایه نظری برای بررسی تلاش های دانش آموزان در زمینه موفقیت در محیط های یادگیری فراهم می آورد و از آن جایی که حمایت از فرایندهای
خودتنظیمی پیش بینی کننده خوبی برای موفقیت دانش آموزان در مدرسه است و نیز با توجه به نقشی که دانش آموزان در یادگیری خود دارند و آن را نظم می دهند، عدم آگاهی از راهبردهای یادگیری
خودتنظیمی و سبک های شناختی دانش آموزان بی شک مانعی در جهت آموزش موثر است.