بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر داستان گویی دیجیتال بر رشد مهارت های شناختی و عاطفی کودکان abstract
آموزش مبتنی بر داستان گویی دیجیتال به عنوان یک رویکرد نوآورانه در آموزش کودکان، در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده است. این روش از ترکیب عناصر چندرسانه ای مانند متن، تصویر، صدا و ویدئو برای خلق داستان هایی استفاده می کند که هم جنبه آموزشی و هم سرگرم کننده دارند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تاثیر این نوع آموزش بر رشد مهارت های شناختی و عاطفی کودکان در سنین دبستان است. مهارت های شناختی مورد بررسی شامل توانایی هایی نظیر تفکر انتقادی، حل مسئله، حافظه فعال و تمرکز است، در حالی که مهارت های عاطفی به جنبه هایی مانند همدلی، خودآگاهی، تنظیم هیجانات و تعامل اجتماعی اشاره دارد. در این مطالعه، از یک روش ترکیبی (کیفی و کمی) استفاده شده است. جامعه آماری شامل گروهی از کودکان ۷ تا ۱۱ ساله بود که به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش طی یک دوره سه ماهه تحت آموزش مبتنی بر داستان گویی دیجیتال قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل از روش های سنتی آموزش بهره مند شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل آزمون های استاندارد شناختی (مانند آزمون وکسلر برای کودکان)، پرسشنامه های خودگزارش دهی عاطفی و مشاهده رفتار توسط مربیان بود. نتایج نشان داد که کودکان در گروه آزمایش بهبود قابل توجهی در مهارت های شناختی، به ویژه در حل مسئله و تفکر خلاق، از خود نشان دادند. همچنین، افزایش سطح همدلی و توانایی مدیریت احساسات در این گروه نسبت به گروه کنترل مشاهده شد.این یافته ها حاکی از آن است که داستان گویی دیجیتال نه تنها به عنوان ابزاری برای تقویت یادگیری شناختی عمل می کند، بلکه با ایجاد فضایی تعاملی و عاطفی، به رشد جنبه های احساسی و اجتماعی کودکان نیز کمک می کند. با این حال، محدودیت هایی نظیر دسترسی نابرابر به فناوری و نیاز به آموزش مربیان برای اجرای موثر این روش نیز مورد توجه قرار گرفت. این پژوهش پیشنهاد می کند که برنامه های آموزشی مبتنی بر داستان گویی دیجیتال به عنوان بخشی از curriculum رسمی مدارس ابتدایی گنجانده شود تا اثرات بلندمدت آن بر رشد همه جانبه کودکان بررسی گردد.
بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر داستان گویی دیجیتال بر رشد مهارت های شناختی و عاطفی کودکان Keywords:
داستان گویی دیجیتال - مهارت های شناختی - مهارت های عاطفی - آموزش کودکان