در جهان پرشتاب و متحول امروزی،محوری بودن نقش انسان در گشایش تنگناها و ایجاد فن آوری پیشرفته مورد تاکید صاحبنظران می باشد،زیرا نیروی انسانی عاملی راهبردی،سنگ زیر بنا و نیروی محرکه هر
سازمان است.انسان مهمترین موضوع مورد بحث همه م کتب ها بوده و هست،مکتب های الهی،هدایت یک انسان را محور اصلی رسالت خود قرار داده اندو هدف،نقش و تلاش بی وقفه خود را در هذایت و رهبری او جستجو کرده اند.در مکتب های غیر الهی نیز گرچه تغییر و تحولات تاریخ را به عوامل دیگری غیر از انسان نسبت داده اند،اماباز انسان به عنوان اصلی ترین موضوع مورد بحث آنها مطرح شده است.در سرشت هر انسانی قدرت خلاقیت و
ابتکار و نوآوری نهفته است،لکن باید بررسی کرد که چگونه می توان بهتوانایی های ذهنی انسان پی برد و به نحوی می توان آن را به کار گرفت.بنابراین با توجه به وجود توانایی های لازم و بالقوه در انسان،مسئله مهم کشف آنها شکوفا نمودن استعدادخای فطری انسان است.لذا
سازمان ها با اعمال ندیریت مناسب باید شرایطی را فراهم نمایند تا این استعدادها بع فعل تبدیل شده و موجب بهره وری گردد.