مدیریت فرهنگی در عصر دیجیتال و جهانی شدن: از مدل های دولتی-بروکراتیک تا مشارکت شبکه ای و رهبری خلاق

Publish Year: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: Persian
View: 155

This Paper With 8 Page And PDF Format Ready To Download

  • Certificate
  • من نویسنده این مقاله هستم

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این Paper:

شناسه ملی سند علمی:

MEDIAAI01_057

تاریخ نمایه سازی: 12 خرداد 1405

Abstract:

مدیریت فرهنگی در عصر جهانی شدن، همگرایی دیجیتال و تنوع فزاینده ی هویت ها، به یکی از حساسترین و پیچیده ترین عرصه های مدیریت عمومی و سازمانی تبدیل شده است که مرزهای سنتی میان سیاستگذاری فرهنگی، مدیریت هنرها، دیپلماسی فرهنگی و مدیریت رسانه را در هم نوردیده و ضرورت بازاندیشی در مفاهیم، ابزارها و کاربست های آن را دوچندان ساخته است. این مقاله با رویکردی نوآورانه و بینارشته ای، به تحلیل چهار چالش اساسی مدیریت فرهنگی در عصر دیجیتال شامل تعادل ارزش اقتصادی و ارزش فرهنگی، تحول دیجیتال، تنوع و شمول، و مدل های رهبری و مدیریتی می پردازد. بر اساس مرور انتقادی پیشینه از اقتصاد فرهنگ تروسبی تا رهبری فرهنگی اسکیوما، و تحلیل داده های تجربی معتبر شامل مطالعه ی ۵۰ شهر بزرگ آمریکا، تحلیل ۱۰۰۰ کالای فرهنگی در ۵۰ کشور، بررسی ۵۰۰ سازمان فرهنگی در ۳۰ کشور، داده های ۲۰۰ سازمان فرهنگی در بریتانیا، و تحلیل ۵۰۰ برنامه ی دیپلماسی فرهنگی از ۳۰ کشور، این مقاله نشان می دهد که شهرهای با طبقه ی خلاق بالا ۳۸ درصد رشد اقتصادی بیشتری دارند، قیمت گذاری کالاهای فرهنگی به طور متوسط ۴۲ درصد تحت تاثیر ارزش اقتصادی و ۵۸ درصد تحت تاثیر ارزش نمادین است، سهم بودجه ی دولتی از ۳۵ درصد به ۲۳ درصد کاهش یافته است، ۵۶ درصد از سازمان های فرهنگی استراتژی تحول دیجیتال ندارند، نسبت زنان در هیئت مدیره از ۳۴ درصد به ۴۶ درصد افزایش یافته اما تنوع قومی کارکنان تنها ۱۲ درصد در برابر ۲۴ درصد جمعیت است، و سازمان هایی با مدل مدیریت مشارکتی و شبکه ای ۳۶ درصد اثربخشی بیشتر و ۲۹ درصد هزینه کمتر دارند. یافته ها همچنین حاکی از آن است که رهبری مبتنی بر هنر و خلاقیت، نرخ نوآوری را ۴۲ درصد افزایش می دهد، ۵۶ درصد هنرمندان درآمد کمتر از خط فقر دارند، و برنامه های دیپلماسی فرهنگی مشارکتی ۲/۵ برابر موثرتر از برنامه های یکجانبه هستند. نتیجه گیری مقاله بر ضرورت گذار از مدل های دولتی-بروکراتیک و بازارمحور صرف به مدل های مدیریت فرهنگی مشارکتی، شبکه ای، متنوع و پاسخگو تاکید دارد. پیشنهادهای نظری شامل تدوین نظریه ی مدیریت فرهنگی مشارکتی-شبکه ای، تلفیق نظریه های اقتصاد فرهنگ و ارزش آفرینی اجتماعی، بازتعریف رهبری فرهنگی در عصر پلتفرم ها، و معرفی پارادایم مدیریت فرهنگی باز و پاسخگو است. پیشنهادهای عملی برای مدیران فرهنگی و سیاست گذاران شامل طراحی مدل های ترکیبی تامین مالی، سرمایه گذاری در تحول دیجیتال، توانمندسازی هنرمندان، سیاست های فعال تنوع و شمول، و توسعه ی دیپلماسی فرهنگی مشارکتی می شود. این مقاله با ارائه ی هفت پیشنهاد پژوهشی شامل مطالعات طولی اثربخشی مدل های مدیریت فرهنگی، قوم نگاری سازمان های فرهنگی، و توسعه ی شاخص های سلامت فرهنگی، گامی به سمت تحول مدیریت فرهنگی بر پایه ی خلاقیت، مشارکت، تنوع و پایداری در عصر دیجیتال برمی دارد.

Authors

علیرضا محمودی فرد

دکترای حرفه ای هوش مصنوعی و مدرس دانشگاه ملی مهارت، تهران، ایران

سید محمدرضا حسینی علی آباد

استاد دانشگاه های ملی و بین المللی، گروه مجموعه مدیریت، علوم پایه و مهندسی