الگوی مخاطب شناسی زنان ایرانی در خصوص سریال های تلویزیونی و نمایش خانگی: بررسی دیدگاه مدیران رسانه و نخبگان ارتباطات
Publish place: Jurisprudence and legal studies of media، Vol: 8، Issue: 1
Publish Year: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: Persian
View: 77
This Paper With 32 Page And PDF Format Ready To Download
- Certificate
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RFH-8-1_001
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
Abstract:
در جهانی که تنوع رسانه ها و منابع سرگرمی روزافزون است، پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگوی مخاطب شناسی زنان ایرانی در خصوص سریال های تلویزیونی و نمایش خانگی و درک نیازها و انگیزه های این طیف به عنوان یکی از حساس ترین گروه های مخاطبی، با استفاده از روش کیفی و رویکرد گرندد تئوری انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با ۱۳ نفر از خبرگان رسانه و مدیران ارتباطات جمع آوری و تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که عوامل جذب زنان به تلویزیون عمدتا حول ارزش های خانواده محور، لزوم ارتقاء و رشدیافتگی زنان، و تناسب محتوا با فرهنگ ایرانی-اسلامی می چرخد ، در حالی که نمایش خانگی با اتکا به کیفیت بالاتر ساخت، حضور بازیگران حرفه ای (سلبریتی ها)، تنوع شخصیت های زن (از جمله زن قهرمان)، و ریتم داستانی جدیدتر، رضایت مخاطبان جوان تر و مدرن تر را جلب می کند. چالش های تلویزیون در این عرصه شامل تصویر ناقص و مردانه از زن ایرانی، ضعف در انگاره سازی، نقش های منفعل برای زنان، و محدودیت های نظارتی است ؛ و در مقابل، چالش های نمایش خانگی عمدتا به عدم بازنمایی واقعیت های جامعه، ترویج الگوهای منفی، افزایش خشونت، و فاصله گرفتن از ساختارهای ارزشی-فرهنگی مربوط می شود. تیپ شناسی مخاطبان نیز تمایز نسلی و فرهنگی را آشکار ساخت، به طوری که زنان مذهبی، میانسال، مسن تر، خانواده محور و روستایی مخاطب اصلی تلویزیون محسوب می شوند و زنان جوان، تحصیل کرده، شهرنشین، مدرن و آشنا با تکنولوژی های روز گرایش بیشتری به نمایش خانگی دارند. در نهایت، پژوهش حاضر بر لزوم پر کردن شکاف میان ارزش های فرهنگی و نیاز به بازنمایی های پیچیده و باکیفیت تاکید می کند تا بتوان الگویی بومی برای تولید محتوای اثرگذار برای زنان ایرانی تدوین نمود.
Keywords:
Authors
پروین طالبی نیا
گروه علوم ارتباطات اجتماعی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
ناصر باهنر
گروه فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق علیه السلام، تهران، ایران
امرالله امانی کلاریجانی
گروه علوم ارتباطات اجتماعی، واحد تهران شرق، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
مراجع و منابع این Paper:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این Paper را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود Paper لینک شده اند :