هدف از تحقیق حاضرارایه الگوی تحقق
دانشگاه عمومی برای رسانه ملی ،با رویکرد سواد افزایی مخاطب است ،پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی واز نظر روش انجام یک پژوهش کیفی است ،جامعه آماری پژوهش ۲۰نفر از خبرگان حوزه رسانه فرهنگ و مدیران ارشد رسانه ملی بوده اند. روش نمونه گیری در این تحقیق گلوله برفی و حجم نمونه در نقطه اشباع نظری تعیین گردید. در این مطالعه به منظور گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه بر اساس رویکرد استراوس و کوربین استفاده گردید. روش تحلیلی کیفی داده بنیاد بود. بر این اساس سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بر روی عبارات معنایی استخراجی از مصاحبه ها انجام گردید. به منظور تایید روایی کد ها از شاخص CVR و در بخش پایایی از ضریب کاپای کوهن استفاده شده است. تحقیق حاضر با بهره گیری از روش تحلیل داده بنیاد و تجارب داخلی و بین المللی، مولفه های موثر بر تحقق
دانشگاه عمومی در رسانه ملی با رویکرد سوادافزایی مخاطبان را شناسایی کرده است. عوامل علی عمدتا شامل سیاست گذاری کیفی گرا، ارزیابی نیازهای آموزشی، معرفت افزایی علمی، تبدیل دانش به رفتار نهادینه و بهره گیری از منابع معتبر است که نیازمند بازتعریف هویت رسانه به عنوان موسسه تربیتی–آموزشی می باشد. عوامل زمینه ای، به عنوان بسترسازان، شامل موانعی مانند ساختار انحصاری دولتی، محدودیت های منابع انسانی و رقابت دیجیتال خارجی، و فرصت هایی نظیر تجربه بحران کرونا و تحولات جهانی سواد است که موفقیت به مدیریت هوشمند آن ها وابسته است. عوامل مداخله گر، با نقش تقویت یا تضعیف، شامل چالش هایی مانند تمرکز بر سرگرمی سطحی و محدودیت های ایدئولوژیک، و راه حل هایی چون تعامل مخاطبان، مدل های نوین محتوایی و هم افزایی با نهادهای آموزشی می شود. راهبردهای پیشنهادی بر تغییر همزمان در سطوح محتوا (تولید معتبر و غیرمستقیم آموزشی)، فرم (جذاب سازی و تنوع ژانرها) و ساختار (پژوهش مخاطب محور و تخصص یابی شبکه ها) تمرکز دارند تا رسانه ملی به پلتفرمی یادگیری مادام العمر تبدیل شود. نتایج مورد انتظار شامل نهادینه سازی انواع سواد، تغییر پایدار رفتار، افزایش اعتماد و مرجعیت رسانه، تقویت انسجام ملی، مقاومت در برابر جنگ شناختی و بازسازی سرمایه اجتماعی کشور است