کارآفرینی را باید فراتر از یک حرفه و یا راهبرد اقتصادی و به عنوان یک شیوه تعامل اجتماعی و رویکرد فرهنگی تلقی نمود. در این راستا نقش آموزش عالی در دو سطح کلان و خرد قابل بررسی است: در سطح کلان ، استراتژی آموزش عالی، ایجاد فرهنگ کارآفرینی در جامعه و نهادینه کردن آن میباشد که با بهره مندی از شیوه های تربیت کارآفرینی می توان برای تامین منابع انسانی کارآفرین اقدام نمود. برخی از شیوه های تربیت کار آفرین عبارتند از : الگو پردازی، جرات آموزی و ریسک پذیری ، آموزش خلاقیت ، تفکر انتقادی، ایجاد و تقویت خصیصه خودباوری، آینده نگری، میل به نتیجه و هدف مداری و نوگرایی . در این راستا می توان ویژگی های افراد کارآفرین را در دو بعد ذاتی و مهارتی مورد بررسی قرار داد. اگرچه تفکیک و تمایز مصداقی بین این دشوار و شاید غیر ممکن بظنر میرسد، اما نوع و چگونگی ارتباط بین آنها را می توان در میزان کارآفرینی بیشتر موثر دانست و آموزش عالی می تواند از طریق رهبری آموزشی، ارتباط دو بعدی ذاتی و مهارتی و تربیت نیروهای کارآفرین را تسهیل نماید. در سطح خرد که همان وظایف سطح عملیاتی است، می توان با رویکرد آموزشی کارآفرینی در فضای آموزشی (کلاس) به فعالیتهایی همچون پرهیز از تاکید بر مباحث تئوریک محض، روشهای آموزش غیر فعال و تاکید بر روشهای آموزش فعال و تاکید بر روشهای آموزش فعال و یادگیری پژوهش – محور، به روز بودن مطالب درسی، تقویت توانایی های عقلانی و انتزاعی افراد و مهارتهای روابط انسانی پرداخت لازم به ذکر است که بین سطوح کلان و خرد، ارتباط تنگاتنگ و متقابلی وجود دارد که نیل به اهداف در هر سطح بستگی به فرایندهای سطح دیگر دارد.