شهرداریها، نهادهایی عمومی هستند که فلسفه وجودیشان، مهمتر از توجه صرف به نتایج حاصل از آنهاست.شهرداریها با توجه به مأموریت و رسالتشان باید در مبنای تعلق جوهری و ارزشی شکل گیرند. مسئله اصلیشهرداریها این نیست که چگونه بهرهوری افزایش یابد و سازمانهای کارآمدتری شوند، بلکه مهم آن است که همزمانبا افزایش و اهمیت روزافزون تعلق ابزاری و بازدهی مادی، به تعلق ارزشی و
مشروعیت اداری هم اهمیت دهند. اینمقاله به بررسی استراتژی تحول
شهرداری به نهادی اجتماعی میپردازد. پس از تحلیل مفاهیم سرمایه اجتماعی، اعتماد،مشارکت و سازمان عمومی، طرحی استراتژیک برای ارتقای جایگاه
شهرداری به نهادی اجتماعی ارائه میشود. در اینطرح ابتدا باید پیوند همدلانه بین شهروندان و
شهرداری در قالب الگوی
مشارکت واقعی تقویت شود. کنار نهادن و دورنگهداشتن شهروندان از فرایندهای تصمیمگیری شهر، رسمیسازیهای بیش از حد در روابط و ساختارهایدیوانسالاری، توانمندیهای آنان را تضعیف میکنند و از بین میبرد. مشارکت دادن شهروندان در تصمیمگیریها بهتوانمندتر شدن آنان میانجامند. از سویی دیگر باید ظرفیت یادگیری مدیریت شهرداریها ارتقا یابد. ساختار و سیستمشهرداریها باید یادگیری جمعی را تسهیل کند. در محیط متحول امروز، ظرفیت یادگیری بالا از مهمترین عواملتوانمندسازی سازمانهای عمومی بهشمار میآید