با پیشرفت سریع علوم و فن آوری و پیچیدگی های ان قطعا شرایط تصمیم گیری در سازمان های امروزی سخت تر از گذشته است. امروزه سازمان ها به شکل مکانیکی و کاملا رسمی نمی توانند فعالیت نمایند. با توجه به پیچیدگی های سازمانی وضعیت ارگانیک تر شده سطوح مدیریتی تغییر یافته و
مدیریت نسبت به گذشته پیچیده تر گردیده است. اموزش و پرورش ارتباط تنگاتنگی با آشفتگی دارد. آشفتگی در آموزش و پرورش به دو صورت ممکن است مورد توجه قرار گیرد نخست اینکه در هر کلاس درس عدم قطعیت و جریانات غیر قابل پیش بینی حاکم است با وجود استفاده از بهترین و پیشرفه ترین تکنیک های تدریس و
مدیریت کلاس هر کلاسی در معرض بی شمارترین رویدادهای ممکن قرار دارد. دوم اینکه بسیار مشکل است که ارتباط بین آموزش و یادگیری را بفهمیم. چگونه یک معلم می تواند بفهمد که چه چیزی آموخه شده است یا اینکه بهترین مطلب برای یادگیری دانش آموزان در کوتاه مدت و بلندمدت چیست؟ دانش اموزان در طول زندگی شان و در دنیای مدرسه هر کدام در معرض آشفتگی های گوناگونی قرار دارند که روی نتیجه و هدف آموزش می تواند تاثیرگذار باشد. معلمان و مربیان همیشه با شرایط عدم اطمینان سروکار دارند اینکه چگونه و چطور آموزش دهند یکی از ویژگی های نظریه
آشوب و آشفتگی ممکن است سبب عدم اطمینان شود اما فرصت هایی را برای تغییر و امید به آینده خلق می کند. معلمان لازم است که برای آشفتگی آمادگی پیدا کنند و غیرقابل پیش بینی بودن و عدم قطعیت را به عنوان یک شرط طبیعی بپذیرند. معلمان نمی توانند روی تمام دنیا تاثیر بگذارند یا آن را کنترل کنند اما می توانند روی تکه های کوچک دنیا تاثیراتی بگذارند. تحقیق جاضر درصدد است تا اهمیت و کاربرد
مدیریت آشوب را در نظام آموزش و پرورش ایران مورد بررسی قرار دهد طرح ان از نوع توصیفی بوده که به روش کتابخانه ای انجام شده است. نتیجه آن شد که
مدیریت آشوب در نظام اموزش و پرورش ایران اهمیت بسزایی دارد.