یکی از مهم ترین اصول ایجاد ارتباط سالم با سایر افراد، اهمیت به اصول اخلاقی انسانی است، ولی در جهان امروز به دلیل زندگی پیچیده ماشینی و عدم توجه به ابعاد معنوی انسان، بسیاری از اصول اخلاقی در میان افراد جامعه مورد توجه قرار نمی گیرد و عدم توجه به اصول اخلاقی باعث ایجاد فاصله بین انسان و صفات انسانی می شود. از این رو در اسلام، توجه به صفات انسانی و اخلاق بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. همچنین پیچیده تر شدن روزافزون سازمانها و افزایش میزان کارهای غیراخلاقی در سازمانها توجه مدیران و صاحبنظران را به بحث مدیریت اخلاق معطوف ساخته است. مدیریت اخلاق عبارتست از شناسایی و اولویت بندی ارزشها برای هدایت رفتارها در سازمان. سازمانها با ایجاد یک برنامه مدیریت اخلاق می توانند اخلاقیات را در محیط کار مدیریت کنند. برنامه های اخلاق به سازمانها کمک می کنند تا بتوانند در شرایط آشفته عملکرد اخلاقی خود را حفظ کنند. مدیران سازمانها برای انجام رساندن امور سازمانی خود علاوه بر قوانین نیاز به مجموعه ای از رهنمودهای اخلاقی و ارزشی دارند که آنان را در رفتارها و اعمال اداری شان یاری دهد و نوعی هماهنگی در حرکت به سوی شیوه مطلوب جمعی عمومی را برایشان میسر سازد. در این مقاله سعی بر این است که آداب و اخلاق مناسب یک مدیر بررسی و شناخته شود تا مدیران بتوانند با الهام از آنها، در جهت موفقیت بیشتر سازمان گام بردارند.