بررسی تحولاتب مسکن ایرانی طی دو سه دهه گذشته نشان از کاهش توجه به عوامل کیفی هم در مقیاس واحد مسکونی و هم مجموعه دارد و عملا عمده توجه به مسئله ی کمیت است این در حالی است که رضایت نهایی متقاضیان مسکن به در کمیت بلکه در کیفیت آن نهفته است همین امر موجب گردیده که امروز نگاه اغلب افراد ساکن در مجموعه های مسکونی به فضای زندگی خود نگاهی غربیه و عاری از تعلق و دلبستگی بدان میباشد از سوی دیگر از آنجاییکه یکی از رسالتهای طراحان و معماران خلق رابطه ای متناسب بین انسانها و کالبد اطرافشان در جهت رفع نیاز ها آنها است هدف اساسی این پژوهش تبیین بعد پذیزی و سنجش ابعاد حس مکان در فضا های مسکونی است و به منظور ارتقای سطح کیفی مسکونی این پژوهش در صدد کشف عوامل کوثر در ایجاد حس تعلق ساکنان از
فضای داخلی فضای مسکونی است حس تعلق به مکان در تبیین تاثیر پذیری آن ابعاد از ادراکات ذهنیساکنین و تاثیر سنجی ابعاد حس مکان از ادراکات و تصاویر ذهنی نیز اهداف دیگر این مطالعه را شکل داده اند بدین منظور پژوهش حاضر قصد بررسی مفهوم حس تعلق به مکان و ابعاد آن جهت ارتقا حس تعلق به مکان در فضا ی مسکونی را دارد بر این اساس تحقیق حاضر به صورت توصیفی - تحلیلی میباشد که اطلاعات آن به صورت اسنادی وکتابخانه ای جمع آوری گردیده است تنایج پژوهش بر اهمیت نقش معماری به عنوان سازنده فضا در حس تعلق در ساکنان از مکان دلالت میکند بنا بر مطالعات انجام شده حس تعلق به مکان بر آسایش و آرامش روانی ساکنین مجتمع های مسکونی موثر است و فراهم آوردن حس مکان در
فضای داخلی خانه در پرورش ذهن و خلاقیت افراد ساکنین مجتمع های مسکونی موثر میباشد