رشد سریع تکنولوژی و افزارهای مدرن و مظاهر تجدد اروپایی باعث کاستی اعتقادات و پشت پا زدن به ارزشهای گرانقدر فرهنگی و ادبی شده است . این بیماری از خودبیگانگی و
خودباختگی به قدری شیوع داشته که رسانه ها و مطبوعات، خود پایگاه های مهم اشاعه شده اند .امروزه بعضی ها گمان می کنند که پیشرفتهای علمی باید سبب قطع ادبیات و رویکردهای
عرفانی گردد زهی بی مبالاتی و نا مبارکی . ادبیات و زبان مادری یک سرزمین ریشه در اصالتهای قومی و عقیدتی دارد که حفظ و صیانت آن از مهمترین وظائف اهالی آن دیار است و
رسانه های عمومی در جامعه نوگرا با پشتوانه فنآوری مدرن با چنان شتابی ظهور کرده و در حال حرکت اند که کمتر خوش بینی می توانست بپندارد که در چنین فرصتی چنان تحولی ابجاد نماید ولی افسوس که موهبت تکنولوژیکی سبب ساز نسیان مردمان شده و نوعی بی اعتنایی به فر هنگ و اصالتهای فرهنگی بویژه دهن کجی به زبان مادری با رنگ و لعابی از تمدن گونه های نوظهور مشاهده می شود که از نمونه های بارز آن می توان به ورود واژگان بیگانه طی سالهای اخیر اشاره کرد و از ستم دانسته یا ندانسته مطبوعات، رادیو ، تلویزیون و سایر رسانه ها در عد م پاسداشت زبان فخیم فارسی در دو بعد استفاده از کارشناسان کمتر مجرب در حیطه تخصصی ادبیات و مجریان کم توان در زمینه
زبان فارسی یاد نمود . در این مقاله با ترسیم چهره رسانه ها و نقش آن در جامعه مدرن امروز سعی شده در دفاع از زبان مادری با نگاه جانبدارانه از فره نگ اصیل ایرانی با استدعای حمایت از سوی
رسانه های عمومی با تکیه بر مقالات و کتب با موضوعیت مقاله و دلنوشته هایی منبعث از الزام پایداری اصالتهای فرهنگی ایرانی سخن رفته و در حد بضاعت راکارهایی نقش شود . تا چه در نظر آید ...