بازتاب علم روابط اجتماعی در آثار سعدی ( با رویکرد چگونگی مواجهه با دوستان و دشمنان در بوستان و گلستان ) abstract
در مقاله حاضر لزوم شناخت و درک روابط اجتماعی (Social relationshipsocial communication) . به عنوان راهگشا در برخی معضلات اجتماعی یادآور شده است پس با استنا د به شواهدی از دو اثر گرانقدر
سعدی ،
بوستان و
گلستان توجه وی به مدارا ،سازش و نیکی نسبت به تمامی مردمان بررسی شده ، سپس دیدگاه افصح المتکلمین
سعدی شیرازی - به عنوان شاعر ، خطیب ، معلم اخلاق و ادیبی که در حوزه ادبیات تعلیمی صدرنشین به شمار می رود - در مواجهه با دوستان و دشمنان در
بوستان و
گلستان وی کاویده شده است . براساس بررسی های یاد شده ؛
سعدی در روابط اجتماعی به مدارا و تساهل امر می کند : به اخلاق با هرکه بینی بساز وگر زیردست است اگر سرفراز از دیگر سوی ستم بر ستم پیشه را عدل و داد می شمارد و در مواجهه با دشمنان بداندیش و خبیث رحم آوردن بر آنان را ستم بر نیکان می شمارد و فرماید؛ خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی به دولت تو گنه می کند به انبازی در رویارویی با دوستان به رعایت حال آنان توصیه می کند که ؛ » دوستی را که به عمری فراچنگ آرند نشاید ک ه به یکدم بیازارند « اما از دیدگاهی دیگر جانب احتیاط را در دوستی فرو « دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کند تواند » نگذاشته فرماید و سرانجام باید گفت آنگونه که از
سعدی جهاندیده سزاوار است بدین سبب که او فراز و نشیب های زندگی اجتماعی را می شناسد برای رو ابط اجتماعی یک مجموعه قوانین خشک و کلی صادر نکرده بلکه او می داند گاهی تدبیر حکم می کند ملایمت به کار گرفته شود و گاهی نیز با شناخت موقعیت و فرد متقابل می بایست خشونت نمود آنجا که به خشونت و از بیخ برکندن دشمن اشارت دارد ، بیشتر در امور مملکت داری در توصیه به پادشاهان است و یا در مواجهه با افراد ظالم و مردم آزار یا افراد بداندیشی که سازش با آنان به سرانجام مطلوبی نرسیده و امیدی به صلاح و درستی ایشان نیست ، مقابله به مثل را توصیه می کند اما به طور کلی به اعتدال در روابط اجتماعی فرمان می دهد و اینک از میان ان بوه شواهد در زمینه فوق الذکر به نمونه برجسته ذیل بسنده می شود؛ خشم بیش از حد گرفتن وحشت آرد و لطف بی وقت هیبت ببرد نه چندان درشتی کن که از » تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند . درشتی و نرمی به هم در ، به است چو فاصد که جراح و مرهم نه است درشتی نگیرد خردمند پیش نه سستی که ناقص کند قدر خویش « نه مر خویشتن را فزونی نهد نه یکباره تن در مذّلت دهد.