مرزهای تلقى ادیان از پیکره انسانى و برهنه نگاری ، گاه به عنوان تمثیلى ازصورت الهى مقدس وگاه به سبب نمایشحالات گناه آلود و خود نمایانه بشرمذموم است. ازهنر پیشا تاریخى تا هنرمعاصر ، موضوع تصویر انسان درکانون اهمیتقراردارد؛ درپاره اى مواقع، همچون هنرانسان غارنشین، تصویرسازى عصرآخناتون درمصر،آیین بودا، دین یهود، دین اسلام وجنبش شمایل شکنى بیزانس، تمثال سازى انسان داراى حرمت وگاه ممنوعیت است؛ ودرپارهاى دیگرچون یونانباستان، هندباستان، آیین ویشنو پرستى و عصررنسانس،نمایش پیکره برهنه انسانى، آزادانه موضوع هنرقرارمی گیرد. دراینمقاله انسانگرایی وبرهنه نگاری درنگارهه های صفویه مورد بررسی قرار می گیرد. دوره صفویه یکی از درخشان تریندوره های هنر ایران پس ازاسلام است و
نگارگری با موضوع انسانی در زمان شاه عباس کبیر شکوفایی چشمگیری داشتهاست. در این پژوهش چگونگی دید حکومت اسلامگرا
صفوی به این شاخه از هنر و تاثیرات و تاثرات آن از تعالیم اسلامیمورد بررسی قرار می گیرد. برای نیل به این مقصود، ازروش جمع آوری داده های کتابخانه ای و مراجعه، مقایسه و استناد بهنگاره هایی از نگارگران مشهوری چون رضا عباسی و بهزادو... پرداخته می شود.