مفهوم هماهنگی در رفتار انسانی، گسترش مفهوم عام هماهنگی از دنیای فیزیکی به حوزه رفتار انسانی است. برخی نظریه پردازان عقیده دارندکه انسانها به شیوه های متعددی، برای هماهنگی میان نگرش ها و رفتارها، در درک و تصور ما از دنیا و حتی در رشد، کوشش می کنند. در واقعانسانها می کوشند تا دنیای خود را به شیوه ای سامان دهند که به نظرشان معنادار و قابل فهم بیاید. نظریه
ناهماهنگی شناختی فستینگر،مشهورترین الگوی همسانی شناختی و شاید تأثیرگذارترین نظریه در روانشناسی اجتماعی است. نقطه شروع مهم برای این نظریه، وجود اینوضعیت در زندگی روزمره بود، که اغلب در وضعیتی قرار می گیریم که طبق نگرش های خود عمل نمی کنیم؛ بلکه هماهنگ با الزامات نقش خودو یا زمینه اجتماعی عمل میکنیم. نظریه فستینگر در حوزه های مختلف کاربرد خود را پیدا کرده است. یکی از حوزه های پرکاربرد آن تبلیغاتو شکل دهی رفتار در مخاطبان است. ازاینرو تحقیق ذیل با هدف بررسی و جمع بندی برخی تحقیقات صورت گرفته در حوزه این نظریه وکاربردهای آن به ویژه در علم بازاربابی صورت گرفته است و آنچه که به عنوان نتیجه نهایی می توان استنباط نمود آن می باشد که، چون ایننظریه مستقیمأ با شناخت افراد در ارتباط است. از اینروباید به چارچوب نظریه خصوصأ دررفتارهای مربوط به خرید توجه داشت تا سبب پیشبرداهداف بازاریابی گردد .