برنامه نویسی رکن اصلی برای حرکت به سمت پیشرفت متوازن در کشورهای در حال توسعه است. مبنای این استدلال اهمیت بسیار
برنامه نویسی و سیاست پژوهی برای توسعه در کشورهای جهان سوم است. براین اساس هر نوع رویکرد به
برنامه نویسی می تواند افق پیش روی سیاستمداران را برای تحقق آنچه که مورد نظر دارند مشخص نماید. برخی از نظام های اقتصادی که منبعث از بنیان های فکری و نظری ویژه خود می باشند
برنامه نویسی را موتور محرک
اقتصاد و توسعه تلقی می کنند در حالیکه در برخی از کشورهای توسعه یافته با
اقتصاد مبتنی بر بخش خصوصی و عدم تصدی گری دولت در امورد اقتصادی چنین اندیشه های در خصوص ضرورت توجه به برنامه ندارند. براین اساس شاخص های پیشرفت در نظام های سیاسی و اقتصادی به تناسب رویکردهای بومی می تواند بر سرعت و شدت توسعه یافتگی اثرگذار باشد. این مقاله درصدد تبیین شاخص های توسعه و توسعه یافتگی در دو کشور ایران و
مالزی می باشد. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی – مقایسه ای به دنبال بررسی و ارزیابی شاخص های توسعه یافتگی در کشور
مالزی و نیز تطبیق و ارزیابی این موارد با تجربه داخلی و بومی ج.ا.ایران می باشد. برای این منظور سؤال تحقیق عبارت است از: روش توسعه در ایران و
مالزی چگونه بوده است؟ عوامل اثرگذار بر توسعه
مالزی و ایران چیست؟