هزاران سال است که اعدام به عنوان شکلی از مجازات برای جرم های سنگین در سراسر جهان به اجرا در می آید. از نظر تاریخی این کیفر، همواره با وجوه انتقام جویی و استحکام قدرت همراه است.
مجازات اعدام برای برخی از جرایم مرتبط با قاچاق مواد مخدر، همچون شمشیر دو لبه ای است که به باور بسیاری از کارشناسان، نه تنها در پیشگیری از جرایم موفق نبوده، حتی در مواردی ،خود، جرم زا شده و باعث افزایش انحرافات اجتماعی در خانواده های اعدامیان گشته است. از سوی دیگر آمار زیاد اعدام در کشور که حدود 80 درصد از آنها مربوط به جرایم مواد مخدر است باعث قرار گیری نام ایران در میان ناقضان حقوق بشر شده است. یکی دیگر از اشکالات جنجال بر انگیزی که در مورد
مجازات اعدام مطرح است، جنبه بازدارنده بودن یا نبودن اعدام است. مخالفان اعدام با تکیه بر برخی آمارهایی که بر عدم تغییر در آمار جرایم دلالت دارد، غیر بازدارنده بودن آن را نتیجه گرفته اند. روسو و بکاریا می گویند: نظام کیفری برای حفظ و حراست قرارداد اجتماعی ضرورت دارد; ولی کیفر، بایستی حالت پیشگیرانه داشته باشد تا کسی از مرتکب تقلید نکند و اجرای مجازات باعث توقف ارتکاب جرم ، چه از سوی مرتکب و چه از سوی دیگران گردد. اما این فرض در
مجازات اعدام قاچاقچیان مواد مخدر تا چه حد منطبق بر واقعیت است؟ آیا می توان گفت به خاطر وضع مجازات اعدام،
قاچاق مواد مخدر نیز کمتر شده است؟ آیا بعد از سه دهه می توان با قاطعیت از نقش تأثیر گذار اعدام در پیشگیری از
قاچاق مواد مخدر سخن گفت؟ شاید تا پیش از این، بیشتر سیاستمداران و قانونگذاران با صراحت نسبت به اعدام قاچاقچیان مواد مخدر به عنوان یک عامل بازدارنده، تأکید می کردند. اما اکنون حتی مدافعان دو آتشه اعدام قاچاقچیان مواد مخدر نیز با احتیاط درباره وجوه پیشگیرانه این مجازات سخن می گویند.