از آنجا که مهمترین اصل، در قانون
مجازات اسلامی و به طور کلی در قوانین جزایی،
اصل قانونی بودن جرایم و
مجازات هاست، از این رو اولین اصل نیز شناخته شده است.
اصل قانونی بودن جرایم و
مجازات ها در کنار دادرسی، در قواعد فقهی با عنوان قاعده ی قبح عقاب بلا بیان عنوان گردیده است.
اصل قانونی بودن به منظور قانونمند کردن جرایم و
مجازات ها پیش بینی شده و از این جهت در ادوار مختلف تقنینی همواره در موردآن، مواد مختلفی نگارش یافته که از جمله ی آنها می توان به ماده ی 2 و 12 قانون
مجازات اسلامی مصوب 1392 و ماده ی 2 قانون آیین
دادرسی کیفری مصوب 1392 اشاره نمود که اهمیت این اصل را صحه نهاده است؛ هر چند که در اصل 36 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز بر اصل
مجازات نکردن اشخاص : قانونی بودن جرایم و
مجازات ها تاکید شده، ولیکن بررسی مبنا و ماهیت این اصل، مبین اهمیت این حدیث می باشد که می باشد. با توجه به این موضوع می توان بیان نمود که
اصل قانونی بودن جرایم و
مجازات ها نه تنها بهتر از
مجازات کردن آن بدون دلیل استریشه فقهی و حقوقی دارد، بلکه در ادوار مختلف، همچون عصر باستان نیز بر قانونی بودن جرایم و
مجازات ها و
دادرسی کیفری تاکید شده است. علی هذا ارتباط این اصل با قاعده ی تفسیر مضیق قوانین کیفری و عطف به ماسبق نشدن قوانین کیفری نیز پوشیده نیست، بلکه ارتباط مستقیمی با این قواعد دارد که در پژوهش پیش رو بدان اشاره خواهد شد.