آزادی بیان از بنیادیترین حقوقی است که یک انسان میتواند داشته باشد این حق که در قرون اخیر مورد تاکید
اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق و سایر اسناد بین المللی و علمای حقوق و اندیشمندان قرار گرفته قرنها پیش مورد تاکید ادیان الهی به خصوص
اسلام بوده است به طوری که در دهه اولیه اسلامی که مقارن با حکومت پیامبر (ص) و خلفای راشدین بود. این حق به طور کامل اجرا میشده و افراد جامعه در بیان عقاید خود آزادی کامل اما در چارچوبی مشخص بنام شرع داشتهاند. به عنوان نمونه حضرت علی (ع) امام اول شیعیان و خلیفه چهارم اهل سنت و جماعت در برخورد با اهل یعنی (خوارج) مادامی که آنها تنها بیان و نشر عقیده مینمودند با آنها برخورد نداشتند و حتی حقوق و سهمیه آنها را از بین المال پرداخت میفرمودند و زمانی که حضرت به پیکار با آنان پرداختند که آنها اقدام به تفکیر و کشتار مسلمین و بیگانگان مینمودند.با اینکه
اسلام در تاکید بر حقوق بشر از مکاتب غربی پیش قدم بوده اما تفاوتهایی عمده میان مصادیق و اسلوب حقوق بشر در
اسلام و
اعلامیه جهانی حقوق بشروجود دارد. این تفاوتهای غالب واقع در قالب تضاد است که بسیار مشهود و واضح است به طوری که بسیاری از حقوقدانان معتقد به نوعی از حقوق بشر به نام حقوق بشر اسلامی میباشند. بیان این تضادهای میان حقوق بشر در
اعلامیه جهانی و متون اسلامی و راه حل رفع این تضادها با استفاده از ابزارهای فقهی مثل احکام ثانویه اسلامی مساله اصلی و بنیادین این تحقیق میباشد.