یکی از موارد حقوق کیفری در اسلام،
قصاص است.
قصاص در لغت به معنای پی گیری نمودن اثر چیزی است (ابن منظور، لسان العرب، ج 11، ص 190 و در اصطلاح پی گیری نمودن و دنبال نمودن اثر جنایت است به گونه ای که
قصاص کننده همان جنایتی که جانی بر او وارد ساخته است بر خود او وارد نماید (نجفی، بی تا، 7 ). قرآن
قصاص را مایه
حیات جامعه می داند. تشریع حکم
قصاص برای جلوگیری از انتقام های کور و دور از عدالت، همچنین برای جلوگیری از جرات یافتن جنایت کاران در قتل یا ضرب و جرح شهروندان، وضع شده است.
حیات اجتماعی سالم در گرو وجود امنیت و آسایش عمومی و رعایت حقوق و تکالیف متقابل است و آسایش عمومی، در گرو حفظ اصول و ارکان یک
حیات اجتماعی است و حکم
قصاص برای محافظت رکن مهم جامعه، یعنی جان افراد، در برابر جنایت کاران وضع شده است.حیات اجتماعی سالم در گرو وجود امنیت و آسایش عمومی و رعایت حقوق و تکالیف متقابل است و آسایش عمومی، در گرو حفظ اصول و ارکان یک
حیات اجتماعی است. در یک نگاه استقرایی و بدون تاکید بر حصر، عناصر اصلی یک
حیات اجتماعی عبارت اند از: دین، جان، مال،احترام و شخصیت انسان( ناموس یا نسل) و خرد و عقل انسان ها. این اصول که از زمان غزالی به این طرف مورد توجه علما و فقهای اسلامی قرار گرفته است، در واقع زیر بنای یک جامعه سالم را تشکیل می دهند و با اجزا و زیر مجموعه هایی که دارد، می تواندکلیه مصالح معتبر و مهم جامعه را زیر پوشش قرار دهد (خسروشاهی، 1380، 198 ) مهم ترین دلیل وضع حکم
قصاص در قرآن حفظ
حیات جامعه دانسته شده است. خداوند در سوره بقره در باره فلسفه
قصاص می فرماید: و براى شما در قصاص،
حیات و زندگى است، اى صاحبان خرد! شاید شما تقوا پیشه کنید بقره 179 یعنی هدف از
قصاص اعدام نیست، هدف زندگی و
حیات است؛ هدف ترمیم دوباره امور و بازگرداندن فرد یا جامعه به وضعیت عادی است. اگر کسی بدون دلیل و مستقل از اندام های رسمی جامعه اقدام به قتل نفس کند،
حیات اجتماعی به مخاطره میافتد و
قصاص برای تضمین
حیات اجتماعی و فردی است . در این نوشتار به طور مختصر در مورد
قصاص از منظر
روایات و قرآن می پردازیم.