بازکاوی ضرورت، فرصت ها و موانع ساختاری و فرایندی گذار جمعیت هلال احمر به یک سازمان یادگیرنده abstract
جمعیت هلال احمر کشورمان به عنوان یک موسسه عمومی عام المنفعه غیر دولتی و امتداد یک نهضت بین المللی انسان دوستانه امداد رسان است که با توجه به نقش پذیری به عنوان سازمان معین دولت در امدارسانی در سوانح، موقعیت راهبردی منحصر به فردی یافته است. پیش بینی ناپذیری زمان وقوع و پیچیدگی طیفی از مخاطرات از یکسو و تغییرات شتابان جمعیتی، اجتماعی اقتصادی و اقلیمی و تاثیرات زیان بار آن و ضرورت نقش پذیری سازنده و اثربخش آن در پیوند با چارچوب بین المللی سندای برای کاهش خطرپذیری بلایا تا سال 2030 از دیگرسو، ضرورت بیشینه گردیدن کارایی و اثربخشی فرآیندهای کارکردی این جمعیت را اجتناب ناپذیر نموده است. تحقق این تحول از یک منظر راهبردی در گرو گذار این جمعیت از وضعیت فعلی به یک
سازمان یادگیرنده پویا می باشد. یک بررسی محتوایی ساختاری ماموریتی مبتنی بر اساسنامه و راهبرد سازمانی ده ساله و
بازکاوی درس آموخته های نقش -آفرینی های آن در شاخص ترین ماموریت های ملی و بین المللی، فرصت ها و موانع فرا روی این جمعیت برای گذار به یک
سازمان یادگیرنده برای بررسی و پژوهش بیشتر احصاء گردید. در این میان، ساختار شبه دولتی، دیوان سالاری اداری-مالی، ضعف های کیفی-آموزشی، و کم تناسبی ساختار- آموزش ها با ماموریت ها به عنوان مهم ترین موانع و ماهیت غیر دولتی و بین المللی، طبیعت انسان دوستانه، اعتمادپذیری عمومی و سرمایه اجتماعی بالا، داوطلب و جامعه محوری و اخیرا، تشکیل معاونت نوبنیاد آموزش، پژوهش و فناوری به عنوان فرصت های فرا روی این جمعیت برای این گذار مشخص گردید. با توجه به اینکه در پی تدوین راهبرد سازمانی ده ساله و در دست تدوین بودن برنامه های پنج ساله جمعیت هلال احمر، با در نظر داشت مفاد ماموریت های آموزشی اخیرالتصویب
جمعیت هلال احمر در ماده 92 برنامه ششم و تشکیل معاونت آموزش، پژوهش و فناوری در ساختار این جمعیت، فرصتی تاریخی برای نقش آفرینی این معاونت در گذار ساختار و اکوسیستم سازمانی این جمعیت به یک
سازمان یادگیرنده فراهم گردیده است. این مقاله شرحی بر اهمیت و نقشه راه این گذار خواهد بود.