چندی است که به واسطه اثرات زیانبار خشکسالیها، کشورهای مختلف درصدد برآمدهاند تا با نگرشی علمی اقدام به تدوین اصول
مدیریت خشکسالی نمایند. در این خصوص روشها و اصول مختلفی تدوین شدهاند که برخی از مهمترینهای آنها عبارتند از: مدل 3 مرحلهای، مدل 10 مرحلهای (ویلهایت و همکاران 1990)، مدل چرخه
مدیریت بلایای طبیعی (ویلهایت و همکاران 2000) و مدل 6 مرحلهای (حیدری شریفآبادی 1382).
اگرچه هر یک از این مدلها دارای نکات مثبتی هستند ولی دارای نقاط ضعف و کاستیهای هستند که باید با وجه به نوع بلیه و منطقه مورد نظر مدل مناسب انتخاب و به طور آزمایشی اجرا شده و در طول زمان نسبت به رفع نواقص اقدام شود.
برای مواجهه با
خشکسالی هم از دیرباز رویکرد واکنشی و یا انفعالی مورد عمل بوده و به محض بروز شرایط و درک تغییرات، ذی ربطان و عمدتاً جوامع تحت تاثیر اقدام به انجام راهکارهایی برای کاهش خسارات مینمودند ولی امروزه با پیشرفت علم سعی بر این است تا با استفاده از فنون و تکنیکهای نوین پیش از وقوع بلیه، از خطرآگاه شده و با تکیه بر
برنامه از پیش تعیین شده اقدامات لازم و ضروری معمول گردند.
آمادگی جهت مواجهه با
خشکسالی دارای مولفهها و اجزاء ذیل میباشد: سیستم هشدار اولیه،
برنامه خشکسالی،
برنامه برگشت به شرایط نرمال، سیاستها و برنامههای حمایتی. در بخش اقدامات حین وقوع هم مولفههای تقلیل اثرات، امداد رسانی و احیاء و بازسازی برشمرده میشوند.