در میان انواع شناخته شده ادبی، نوع حماسی، جایگاه ویژه ای در ادبیات ملل با سابقه و کهن جهان دارد و از جنبه های بسیاری که در این مقاله به آن ها پرداخته خواهد شد، با هنر معماری این سرزمین ها در ارتباط است. در این میان، اثر حماسی بی مانند، شاهنامه فردوسی، از برترین آثار حماسی جهان به حساب آمده است.
شعر فردوسی و معماری هر دو هنر هستند.
شعر هنر کلامی و معماری هنر ساختاری و سازه ای است که درک معنای نهفته در پس آن ها به درک هویت در هنر و معماری می انجامد. هدف مقاله حاضر، تحلیل قابلیت های مشترک در ادبیات حماسی و
معماری ایران با تاکید بر
شعر فردوسی است. برای این منظور، حماسه و معماری از جنبه های فضایی و محتوایی مورد بررسی قرار می گیرد تا در نهایت ویژگی های حماسی نهفته در معماری گذشته ایران جهت غنای معماری معاصر استخراج گردد. در این مقاله ضمن بررسی خصلت های حماسی در هر دو عرصه (شعر و معماری) در نتیجه گیری اشاره خواهد شد که با روی آوردن به یک هستی شناسی رابطه ای در باب
فضا و غنا یافتن آن از مطالعات میان رشته ای، کلیدواژه
فضا همچنان در تحلیل رابطه
شعر و معماری رهگشا خواهد بود و در رابطه آن با اسطوره و حماسه نقشی میانجی گرانه خواهد داشت.