فرایند طراحی، مجموعه ای از فعالیتهای پیچیده ای است که در ذهن طراح رخ میدهد. کثرت عوامل تاثیرگذار برطراحی، انتظام و وحدت بخشی به این فعالیتها را دشوار میسازد. در این صورت طراح ناگزیر است به مدد نیرویخلاقیت، اندیشه خود را در جهت ایجاد
طرح مایه هدایت کند.
استعاره تلاش میکند با قرار دادن مسیله در جنبه ای دیگر، عرصهای جدید فراروی نهد، عرصهای که بتوان در آن اندیشه و احساس آدمی را به چالش کشید و فرصتی را برای طراح فراهم نماید تا اعتقادات و باورهای خود را به زبان معماری و در کالبدی متفاوت بیان نماید.
استعاره امکان ایجاد هویت و شخصیت متفاوت و توجیه یافته هر طرح معماری را فراهم مینماید. طراح، فراتر از اندیشه استدلالی عالمان و اندیشه شهودی عارفان، خلاقانه در پی یافتن راه حلی برای مسیله طراحی است. در عین حال، ابزارهایی برای تقویت ذهنی و قدرت اندیشه طراح وجود دارد که
استعاره یکی از مهم ترین آن هاست و با پرورش نیروی اندیشه و خلاقیت، در تولید طرح معماری و
طرح مایه اثر میگذارد. روش تحقیق به صورت تحلیلی و توصیفی انجام پذیرفته و هدف تحقیق، آشنایی با جایگاه
استعاره در ادبیات و فلسفه و کاربرد آن در معماری است تا طراح بتواند به مدد نیروی خلاقیت و از طریق جابه جایی اندیشه از عرصهای به عرصه دیگر، به مسیله طراحی تقرب یابد و برای اثر معماری معنایی جدید خلق کند.