عرفا اعتقاد دارند برای رسیدن به قله ی رفیع معرفت باید منازل و مسالکی را طی نمایند و سلوک طریق
عرفان با مقیم شدن در مقامات آغاز می گردد. اغلب عرفا مقامات عرفانی را هفت مقام می دانند؛ سالک باید منزل به منزل این مقامات را سپری نماید. طی کردن این مقامات، مستلزم اختیار و حاصل نوعی بیداری است. این مقاله قصد دارد به این مساله بپردازد که: نگاه
حافظ به مقامات عرفانی چگونه است
حافظ از آبشخورهای عرفانی زیادی در شعر خود بهره برده است؛ اما دیدگاه او به مقامات عرفانی، با دیدگاه عرفای بزرگ متفاوت است. او به توبه، زهد و ورع با طنز و انتقاد می نگرد اما از دیگر مقامات عرفانی چون صبر، فقر، توکل و رضا با تکریم یاد می کند. دلایل سیاسی و اجتماعی حاکم بر عصر
حافظ می تواند نگاه متضاد و متناقض او را به این مقامات، توجیه نماید.