اولویت بندی و ارزیابی موانع اجرایی شرکت های تعاونی دانش بنیان با استفاده ازمدل های سلسله مراتبی abstract
ایجاد اشتغال از اصلی ترین اولویت های دولت ها در هر دوره تلقی می گردد. لیکن ضرورت دارد که توسعه اشتغال در هر شرایط زمانی و مکانی متناسب با تخصص و مهارت نیروی کار و نیاز افراد جامعه باشد. تولیدات دانش بنیان و کسب و کار دانش بنیان نتیجه پیوند اشتغال، اقتصاد و تولید است. امروزه یکی از راهکارهای حمایتی از فکرها و ایده های عملی نخبگان تاسیس شرکت های تعاونی دانش بنیان در دانشگاه ها می باشد. دانشگاه در امر پرورش و تربیت نیروی انسانی برای جامعه نقشی اساسی دارد. با تغییر نگرش و هدایت دانش آموختگان از کارجویی به کارآفرینی در دانشگاه و بعد از دانشگاه این مهم به دست می آید که در دنیای امروز، دانش آموخته ای نسبت به سایرین دارای مزیت رقابتی است که در حل مسایل عملی محدوده تخصصی خود مهارت داشته و موفق عمل کند. برای این منظور دانشگاه با تکیه بر رسالت خود یعنی آموزش و پژوهش، راه کاربردی نمودن و بهره برداری از قابلیت های ایجاد شده در دانش آموختگان را از طریق ایجاد شرکت های تعاونی دانش بنیان هموار نموده و باعث رشد مستمر دانشگاه، صنعت، دولت و سایر بخش های جامعه گردد. ولی در این مسیر مشکلات و موانعی نیز وجود دارد. به همین منظور در این مقاله سعی شده است مهم ترین
موانع اجرایی شرکت های تعاونی دانش بنیان مورد بررسی قرار گرفته و به ترتیب اهمیت اولویت بندی شوند. روش تحقیق مقاله توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بررسی های میدانی می باشد. در این راستا پرسشنامه ای تنظیم و بین کارشناسان مربوط به این حوزه توزیع و تکمیل گردید. و در آن12 مانع از مهمترین
موانع اجرایی موجود با توجه به سه گزینه بیشترین تاثیر، تاثیر متوسط و کمترین تاثیر با استفاده از مدل Copras مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.