از دهه 1950 رشد
جمعیت در کشورهای در حال توسعه افزایش بی سابقه ای پیدا کرد و به دنبال آن
جمعیت لازم التعلیم در این کشورها حتی با سرعتی بیشتر از رشد
جمعیت فزونی یافت که بخشی از آن مربوط به بالا رفتن سطح پوشش ثبت نام بود. در کشورهای در حال توسعه، نابرابری جنسیتی در مقاطع مختلف تحصیلی وجود دارد و وضعیت تحصیل دختران نسبت به پسران نامناسب تر است. کیفیت آموزشی در حد بسیار پایین و میزان تکرار پایه و ترک تحصیل در حد بالایی مشاهده می شود. میزان اتمام دوره ابتدایی در برخی از این کشورها کمتر از 50 درصد بوده است. بنابراین در جوامعی که هنوز مساله ی بی سوادی حل نشده است و هدف دسترسی به
آموزش و پرورش همگانی تحقق علمی نیافته است و تنگناهای اقتصادی، سرمایه گذاری های وسیع در امر
آموزش و پرورش را دشوار کرده است، رشد شتابنده جمعیت، عواقب شناخته شده ای را به بار می آورد. مقاله حاضر با بررسی این سوال که
جمعیت چه تاثیری بر
برنامه ریزی آموزش و پرورش دارد به بررسی تاثیر
جمعیت به
برنامه ریزی آموزش و پرورش می پردازد. این پژوهش با روش تحلیلی- تبیینی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی انجام شده است.