بررسی ریخت شناسی و نمادشناسی نقوش پارچه های دوره صفوی و تاثیرات آن در منسوجات دوره رنسانس متاخر abstract
ایرانیان از دوران باستان در صنعت نساجی به درجات عالی رسیده اند. دوران درخشندگی و شکوفایی نساجی ایران با آغاز سلسله صفویه شروع و به اوج خود رسید. این پژوهش در پی آن است که به سوالات ذیل پاسخ دهد: 1-نماد شناسی
نقوش پارچه های دوره صفوی بر روی
نقوش پارچه های رنسانس متاخر تاثیر گذاشته است 2-
ریخت شناسی نقوش پارچه های دوره صفوی بر روی
نقوش پارچه های رنسانس متاخر تاثیر گذاشته است به این منظور ابتدا به رمز و ماهیت نمادشناسی و
ریخت شناسی نقوش پرداخته خواهد شد. رمز یا نماد، بیان ادراکی و مشهود است که باید جایگزین چیزی مخفی و مکتوم شود و این ماهیت در نقوش هر دوره کاملا قابل مشاهده است. هدف از این جستار بررسی نساجی از طریق مستندات تصویری و نمونه های عینی به جا مانده از آن دوران است و از طریق بررسی تطبیقی سعی شده تا ارتباط نماد و
ریخت شناسی میان پارچه های ایران عهد صفوی و رنسانس متاخر ایتالیا که همزمان بودند، مشخص گردد. این مقاله با استفاده از روش های تاریخی-توصیفی و تطبیقی، و به شیوه کتابخانه ای سعی در مقایسه ی عناصر نقوش در سه دسته ی اصلی انسانی، حیوانی و گیاهی بین منسوجات دو دوره دارد.نتایج این تحقیق نشان داد که ساختار کلی و جزیی پارچه های صفوی و رنسانس از قبیل جنس نخ مورد استفاده یا رنگ و نوع بافت و نقش پارچه ها یا ترکیب بندی با یکدیگر تعاملی نزدیک داشته اند و بیشتر نقوشی که به عنوان نقوش تزیینی در پارچه های صفوی مورد استفاده قرار گرفته اند، اشکال رنسانس را تحت تاثیر قرار داده اند. همچنین سعی گردیده کیفیت فرمی و محتوایی علاوه بر
نماد شناسی از دیدگاه
ریخت شناسی نیز ارایه شود.