امنیت به عنوان یک نیاز و ضرورت زندگی فردی و اجتماعی است و باید ملتها، دولتها و حکومتها تمام امکانات خود را در جهت گسترش و توسعه آن بکار گیرند. اسلام و نظام اسلامی نیز از این قاعده مستثا نیست، پس
امنیت یک نیاز اساسی بشر و از سوی دیگر فقه
سیاسی که عهده دار تنظیم روابط درونی و بیرونی مسلمانان بر اساس قسط و عدل است متعهد به کارشناسی و پرداختن به زوایا و ابعاد گوناگون آن میباشد.امنیت، سنگ زیربنای حیات فردی و اجتماعی بشر است و در فرهنگ متعالی اسلام اهمیتی بالا و جایگاهی والا دارد، از اینرو آنگاه که مکتب حیاتبخش اسلام از
امنیت و برقراری آن در جامعه سخن گفته است، آن را زمینه ساز رشد معنوی، پیششرط توسعه اقتصادی و مایه خوداتکایی
سیاسی معرفی کرده است. با این باور که این مکتب،
امنیت را از حقوق مسلم انسان و نیازهای اولیه او دانسته و در تامین آن راهکارهایی کارامد ارایه نموده است، این پژوهش میکوشد تا با هدف آشنایی با این موهبت الهی و برخورداری عموم از آن در زندگی فردی و اجتماعی خود، گامی در شناسایی این ضرورت بردارد و با استفاده از
آموزه های دینی ، تصویری روشن از
امنیت در اسلام و نیز راهکارهایی موثر در تحقق و گسترش آن در جامعه ارایه نماید