بر خلاف حقوق جزا که به دشواری می توان پذیرفت کسی به دلیل ارتکاب جرم از طرف دیگری مجازات شود، مواردگوناگونی به چشممی خورد که شخص مسیول جبران خسارتی می شود که خود او در ایجاد آن دخالتی نداشته است. شنین مسیولیتی بی گمان خلافاصل است، پس در هر مورد این پرسش مطرح می شود که شرا باید شخصی مسیول خطای دیگران قرارگیرد پاسخ دقیق این سیوال راباید در هر مورد جداگانه داد، ولی به اجمال می توان گفت این دو مصلحت مبنای مسیولیت شخص نسبت به اعمال دیگران قرار می گیرد:1- برای این که زیان دیده با اعسار یا ورشکستگی مسبب اصلی روبرو نشود و ضرری جبران نشده باقی نماند، قانونگذار تمام کسانی را که به گونه ای در راه ورود خسارت دخالت داشته اند مسیول قرار می دهد. مسیولیت تضامنی این گروه در برابر زیان دیده، خطر پایمالشدن حق او را کاهش می دهد و اجرای عدالت را آسانتر می سازد، چنان که مسیولیت تضامنی غاصبان با کسب که مال دیگری را تلفکرده به هنین منظور است. 2- برای این که شخص نسبت به رفتار کسانی که با نظارت و هدایت او به کاری می پردازند یا به حکم قانون به او سپرده شده اند احساس مسیولیت کند و در بازرسی خود اهمال نورزد، قانون گاه او را مسیول کارهای زیر دستان خود می سازد؛چنان که مسیولیت ولی و قیم نسبت به اعمال کودکان و مسیولیت
کارفرما نسبت به خساراتی که کارگران به دیگران می زنند از اینقبیل است.