مهندسی ژنتیک تامین مقادیری نامحدود از
جزء بیولوژیکی و همچنین بهبود خواص موجود و تکمیل آن ها با عملکرد های اضافی را میسر می کند.
بایوسنسور هایی که از نظر ژنتیکی مهندسی شده اند به عنوان ابزار هایی نویدبخش به خاطر گستره وسیع لیگاند های قابل شناسایی آن ها و گزینش پذیری و غربال گری با بازده بالا در نظر گرفته می-شوند. مهم ترین دستکاری های ژنتیکی بر روی
جزء بیولوژیکی بایوسنسور صورت گرفته و در این مقاله سعی شده است به خلاصه ای از این دستکاری ها اشاره شود.
آنزیم ها مهم ترین و مناسب ترین عناصر شناختی در
بایوسنسور ها هستند چون که آن ها خصوصیات شیمیایی و تقویت سیگنال بایوکاتالیستی ذاتی را ترکیب می کنند. تکنولوژی DNA نوترکیب در شرایطی که
آنزیم مورد استفاده در
بایوسنسور در مقادیر کم وجود دارد یا جداسازی آن ها مشکل هست به کمک محققان می آید. مهندسی
آنزیم اجازه تغییراتی را در جایگاه فعال
آنزیم می دهد که نرخ تغییر و تبدیل سریع تر آن را برای یک سوبسترای خاص نتیجه می دهد. از سوی دیگر گستره سوبسترا هایی که با یک
آنزیم واکنش می دهند، می تواند با این فرایند تغییر کند. در این روش
آنزیم برای یک هدف خاص مناسب تر و کاربردی تر می گردد. آنتی بادی ها همچنین نقش مهمی را در بسیاری از دستگاه های حسگر به دلیل خاصیت عالی آن ها برای شناسایی آنتی ژن های هم ریشه خود، بازی می کنند. آنتی بادی های نوترکیب محصول دستکاری ژنتیکی ژن های آنتی بادی هستند و مسیر قابل اعتمادی را برای بهینه کردن فاکتور های حساسیت پذیری، پایداری، تثبیت و سایز آنتی بادی فراهم کردند. ارگانیسم های کامل تثبیت شده جایگزینی برای
آنزیم آزاد در بایوسنسورهایی هستند که با
آنزیم آزاد دردسرهایی دارند. با دستکاری ژنتیکی سیستم های
ارگانیسم کامل می توان مقدار
آنزیم مورد نیاز سنسور را افزایش داد این طور که این
آنزیم بخش بیشتری از پروتیین سلول باشد. فراهم کردن ارگانیسم با سیستم بهبود یافته جذب سوبسترا، که در این صورت سطح تماس بیشتر و راحت تری را با
آنزیم و بهبود پاسخ و حساسیت پذیری سنسور را موجب می گردد، از دیگر دستکاری هاست.