بشر از آغاز خلقت تاکنون برای اقناع ذهن خیال پرداز خود به آفرینش موجودات عجیب و غریب با نیروهای خارق العاده پرداخته است. در این میان پرندگان از دیرباز به دلیل خاصیت فیزیولوژیکی خاصر نظیر داشتن بال و توان پرواز در خور توجه آدمی بوده اند و بیشتر از دیگر موجودات در ادبیات رشد و نمو کرده و قسمت اعظمی از افسانه ها و
اسطوره های ملت-ها را در خود بنیان نهاده اند. نام
سیمرغ به عنوان یکی از نمادهای ادب پارسی در اساطیر و متون عرفانی امری قابل توجه است که در فرهنگ ایرانی به دوره پیش از اسلام می رسد. تجلی این پرنده نخستین بار در قلمرو حماسه و سپس در عرفان مشاهده شده و جلوه ای خاص به ادبیات حماسی و عرفانی بخشیده و نمود بارز این امر در آثار شعری فردوسی، عطار، مولوی، سعدی و حافظ به گونه ای خاص نمایان است. در این مقال، به بررسی نقش
سیمرغ در داستان های
منطق الطیر پرداخته می شود.