تماشاگران وقت و انرژی را صرف ورزش می کنند ، فشار و تنش مرتبط با آن را تجربه می کنند ، برای انجام دادن تعهدات نقش پول اختصاص می دهند و اغلب رفتارهای نامناسب در قلمرو خانواده به کار می برند . چنین واکنشهایی ممکن است منجر به درک تعارض بین نقش تماشاگر و خانواده شود (سیمونز ، . (2011 هدف از این تحقیق بررسی میزانی است که حمایت خانواده بر ارتباط شناخت هوادار / تعارض هوادار خانواده تاثیر می گذارد . جامعه آماری شامل هواداران تیم سپاهان اصفهان در لیگ برتر فوتبال بودند. تعداد 320 نفر در اصفهان عضو کانون هواداران تیم فولاد مبارکه سپاهان می باشند که از این تعداد 175 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند و 155 نفر هم پرسشنامه تعارض سیمونز (2011) را به صورت داوطلبانه تکمیل کردند . چهار نوع تعارض به عنوان متغیر وابسته و حمایت خانواده و
شناخت هواداران به عنوان متغیر مستقل وارد تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) شدند . نتایج نشان داد که بین حمایت خانواده و تعارض بین نقشها (زمان ، تنش ، رفتار و اقتصاد ) تفاوت معنی داری وجود ندارد . (لاندای ویلکز0/9= ، 437) =0/92وF(16 ، ( P> 0/05 وسطوح شناخت (کم ، زیاد و متوسط) در متغیر تعارض زمان (F= 4/25) و تنش (F=6/26) در سطح p ≤ 0/05) )معنادار بود . نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که تاثیر تعاملی قابل توجهی بین حمایت خانواده وشناخت هواداران در میان همه انواع تعارضات وجود ندارد . ورزش وابستگی زیادی به هواداران دارد ، هوادارانی که می توانند موتور انگیزه قدرتمندی برای تیم های خود باشند. با توجه به اهمیت نقش هواداران در گسترش تیمها، خانواده ها نه تنها باید فرزندان خود را به ورزش تشویق کنند بلکه باید از آنها حمایت کنند تا حامی ورزش باشند.