بررسی تطبیقی افسانه ی کهن خانم ماه پیشونی و رد پای آن در دو اثرکلاسیک ایران و اروپا abstract
فولکلوریک یا
ادب شفاهی هر سرزمین شامل ضرب المثل ها، باورها، افسانه ها،
قصه ها، آوازهای محلی،لالایی ها، واسونک ها و ... است. داستان ها یا
قصه ها که بخش مهمی از
ادب شفاهی ما را تشکیل می دهد، برخی سینه به سینه نقل شده و به ما رسیده و برخی دیگر مکتوب بوده است. سنت
قصه و
قصه گویی در ایران ما به قدمت اسطوره های ایرانی است، اسطوره هایی که
قصه شدند و یا
قصه هایی که اسطوره شدند و بی شک نمونه ی بارز آن شاهکار ادب فارسی یعنی شاهنامه است، که همین شیوه ی
قصه و
قصه گویی)روایی( و نقل سینه به سینه، موجب خلق آن شد. پژوهش حاضر که به طریق میدانی-کتابخانه ای گردآوری شده، بر آن است، تا با رویکرد تطبیقی، داستان کهن خانم ماه پیشونی یکی از داستان های بومی-محلی مردم مح له ی سعدی، را با دو داستان ماه پیشانی داستانی وطنی و داستان اروپایی سیندرلا بررسی نماید و در این سه اثر نمودهای فرهنگ ایرانی و اروپایی و روابط بینا فرهنگی، بینا موضوعی و ... را مورد بررسی قرار دهد. از آن جایی که نویسنده ی مقاله، چندین سال است، که در عرصه ی جمع آوری داستان ها، حکایت ها و روایت های شفاهی مردم محله ی سعدی در حال فعالیت است و در این حیطه دستی بر آتش دارد، به صورت جسته و گریخته در پی پاسخ به این پرسش هاست، که چرا بر خلاف گذشته،
قصه و
قصه گویی، در بین نسل کنونی جایگاهی ندارد در گذشته چه عواملی موجب رونق
قصه و
قصه گویی در جمع خانواده ها بود چه کنیم که این سنت دوباره باز گردد چه می شود که
قصه ی سیندرلا جهانی می شود، از آن فیلم ها ساخته می شود، اما داستان های ایرانی از ابتدا تا به امروز، بعضی وقت ها حتی در سطح ملی هم جایی برای گفتن نمی یابد