براساس منابع تاریخی حدود و ثغور
سیستان در دوران باستان به سند، کابل، خوارزم، سغد، قهستان و مکران ختم میشد و بنابر نوشته جغرافی نویسان قدیم، ازجمله یاقوت حموی، و اصطخری،
سیستان ازلحاظ وسعت با خراسان بزرگ مقایسه و حتی
سیستان را بزرگتر از خراسان دانسته و مرز آن را تا هندوستان ذکر کردهاند. براساس روایات حکیم ابوالقاسم فردوسی منطقه سیستان، زابلستان و نیمروز متعلق به خاندان نریمان و اعقاب وی ازجمله رستم بوده است که ازسوی پادشاهان اساطیری در
سیستان حکومت میکردندو در دوران باستان نیز همین روند با حکومت خاندان باستانی ازجمله سورن ادامه داشته است. به نظر این وسعت در دوران بعد از اسلام تا پایان دوران صفویان تغییرات اندکی داشته است؛ بهطوریکه مرز آن در دوران صفویه از کشمیر تا سواحل هند و مکران و از سوی دیگر از اسفزار تا سند گسترانده شده بود هرچند که به لحاظ آبادانی خصوصا0 در حملات مغول و تیموری به شدت آسیب دید، ولی همین وسعت تا زمان پادشاهی قاجارها با اندکی نوسان پا برجا بود تا اینکه در این دوره و خصوصا0 با عهدنامه پاریس بخش بزرگی از
سیستان جدا شده و در مرزبندی جدید در
افغانستان تازه مستقل شده قرار گرفت.