یکی از چالش هایی که جوامع امروزی با آن مواجهند وجود بافت های فرسوده و ناکارامد شهری است. مناطقی نظیر بافت های میانی شهر که به مرور فرسوده شده اند، بافت های روستایی که به تدریج به شهر ملحق شده اند و سکونتگاه های غیر رسمی درحاشیه شهرها از جمله این بافت ها هستند که در آنها مشکلات اجتماعی، فرهنگی، کالبدی و بروز آشکارتری دارد. ازجمله رویکردهایی که امروزه در اولویت و محوریت سیاست های شهرسازی و مسکن کشور قرار گرفته است، روش بازآفرینی است که در مواجهه با بافت های فرسوده و ناکارآمد، با اتکا به توان و پتانسیل های زمینه و با حفظ عناصر مثبت کارکردی، هویتی، اجتماعی موجود، درصدد رفع معضلات و تعریف مولفه های کالبدی –کارکردی جدیدی است که حیات تازه ای به فضا می بخشند. از آنجا که این رویکرد در کنار بازسازی و نوسازی کالبدی فضا، به موضوعات فرهنگی، اجتماعی و بازآفرینی فضا در قالب فضای تعامل اجتماعی با رویکرد های مختلف نظر دارد، در این راستا موضوع
سرزندگی محیط و ایجاد نشاط یکی از محورهایی است که در بافت های هدف باید مود توجه قرار بگیرد.پژوهش حاضر به بررسی رابطه میان عوامل
سرزندگی بافت و مباحث بازآفرینی با روش کیفی و با فرایند تحلیل محتوا و تطبیق می پردازد. در این راستا ابتدا عوامل ایجاد
سرزندگی در بافت مورد بررسی قرار گرفته و در مرحله بعد ضمن بیان اهداف و اصول بازآفرینی، عوامل فوق با این اصول مطابقت داده می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد، مولفه های فضای سرزنده و اصول بازآفرینی در بسیاری از موارد بر هم منطبق بوده و در نظر گرفتن عوامل ایجاد فضای سرزنده، می تواند به تسهیل فرآیند بازآفرینی منجر شود.