آنچه امروزه ضرورت جهانی سازی اسلام را به عنوان منبعی غنی، در زمینه های هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی روز افزون می سازد، موقعیتی وجودی است که اسلام در جهان معاصر از آن برخوردار است. بهینه سازی فرهنگ و تمدن اسلامی در مجامع کنونی، در پرتو علوم مبتنی بر معرفت دینی و توحیدی، هدفی است متعالی که تلاش مستمر را طلب دارد. آنچه مسلم است علوم تجربی و علوم عقلی به تنهایی نتوانسته است راه گشای حل مشکلات بنیادینی باشد که بشر را به خود مشغول داشته است. همچنین بخش عظیمی از علوم انسانی موجود هم ترجمانی از علوم انسانی غرب است که تاکنون نتوانسته است درک جامعی از ابعاد وجودی مختلف انسان داشته باشد. لذا درپی یافتن راهکاری اساسی این سوال مطرح می گردد که آیا دین و علم با اینکه ذاتا متفاوت هستند، می توانند کنار هم قرار گیرند آیا اصلا می توانیم
علوم انسانی اسلامی داشته باشیم تاکنون نظریه های مختلفی پیرامون این مهم ارایه شده است. اما آنچه ما در این نوشتارگنجانده ایم، بیان مختصری از تحقق یک نظام فلسفی قابل اعتماد با نگاهی بر آراء علامه طباطبایی، است تا بتوانیم با استفاده از داشته های علمی و دینی و فرهنگی خویش، بازنگری نوینی در این عرصه ها داشته باشیم؛ برای ساخت ساختمانی تحت عنوان علوم انسانی اسلامی.