نوع رابطه علم ودین درجهان اسلام تفاوت های بنیادی با جهان غرب ودنیای یهودی مسیحی دارد،اما شباهت هاییدر نوع رویکردهای اندیشمندان وروشنفکران نوخواه و اصلاحگرای مسلمان در حدود دو قرن اخیر با جهان غرب یافت می شود.تجددگرایان طیف وسیعی را از
افراط گرایان تا
اعتدال گرایان شامل می شوند.که گروه اول با خود باختگی و علم زدگی وغفلت از مبانی اومانیستی و لیبرالیستی جهان غرب بعد از رنسانس دیدگاه تعارض و تمایز علم ودین را برجسته نمودند ، وگروه دوم در برخورد با پدیده نوین دانش وتکنولوژی تلاش کردند راه میانه بین علم ودین بیابند، که جوامع اسلامی هم از ثمرات علم بهرمند گردد، وهم از کاستی ها ی تفکر فلسفی غرب که شالوده فرهنگ و اخلاق آنها بود در امان باشند ، ولی این گروه نیز با ساده پردازیهای مصلحت اندیشانه وشتاب زدگی درپذیرش برخی مبانی علمی وسطحی نگری دراصول دینی ، بسوی تساهل و تسامع دینی ودر برخی موارد انفعال گام برداشتند .این مقاله در صدد نقد وبررسی دیدگاه برخی از روشنفکران و اندیشمندان این دو طیف می باشد.