تلاش برای درک معنای برتر یا درک معنا و مفهوم غایی هر متن واساسا هر پدیده ای آرزو و سودای جاودانه ی انسان بوده است.هرمنوتیک به منزله شاخه ای خاص از دانش پدیده ای نوظهور و مربوط به مدرنیته در غرب است که به ماهیت و چگونگی
فهم می پردازد.واژه هرمونتیک از یونان باستان به طور متفرق تداول داشته است . در جهان اسلام نیز گرچه
هرمنوتیک وتفسیر به طور مستقل مطرح نشده است اما مورد غفلت هم نبوده است.
تفسیر و تاویل و مباحث الفاظ و چگونگی کشف مراد متکلم و غیره جزو مباحث مطرح در شاخه های مختلف علوم اسلامی بوده است. البته تمام عالمان اسلام برخلاف برخی صاحب نظران غربی به نیت مولف و معنای نهایی و اصیل موردنظر متکلم باور داشته اند. تعریف فهمیدن و ارائه شیوه های
فهم درست و
فهم صحیح و بیان قواعد
تفسیر از وظایف اصلی
هرمنوتیک است.
هرمنوتیک سنتی در غرب مانند
هرمنوتیک شرقی از وحدت معنایی و توان
فهم متون دفاع می کند. اما با پیدایش
هرمنوتیک فلسفی و نظرات افرادی نظیر
گادامر قرائت جدیدی از مسئله
فهم ارائه شد،
فهم از این منظر پی بردن به قصد مولف نیست بلکه ذهنیت و پیش داوریهای مفسر است که متن را
تفسیر می کند. پر رنگ کردن نقش مفسر در عمل
فهم متون دینی و اعتقاد به امکان قرائت های مختلف و متنوع و سیال , یکی از چالش های روز است از آنجایی که معرفت دینی در پرتو
تفسیر و تاویل متن و پی بردن به مراد مولف متون مقدس است لذا جوهره دینداری را از جهات مختلفی تهدید می کند. تاریخ گواهی می دهد که بررسی و تحلیل هرمونتیک و بطور کلی روشهای
فهم متون خصوصا متون دینی، بیش از رشته های دیگر ضرورت دارد، زیرا هر دین و جامعه دینی با توده ای از انباشته های تفسیری چالش برانگیز بستر تاریخی خود را ادامه می دهد و منشا نزاعها و ستیزه ها و مناقشات کلامی، فقهی، اخلاقی و بطور کلی دین شناسی می باشد. که در نهایت به تکفیر و تفسیق و جنگ های چندصد ساله فرقه ها و مذاهب گوناگون کشیده شده است. در این مقاله سعی شده است به مساله ی
هرمنوتیک غربی و دیدگاه های هرمنوتیکی
گادامر و روش سنتی
تفسیر متون اسلامی در مجموعه ی المیزان و دیدگاه های تفسیری
علامه طباطبائی نگاهی مقایسه ای صورت گیرد.