برنامه علم و فناوری چین تا ۲۰۵۰
نشست تخصصی «برنامه علم و فناوری در چین تا ۲۰۵۰» به همت پژوهشگاه فضای مجازی و با حضور دکتر حسین قاهری، استاد دانشگاه و رئیس اندیشکده مطالعات راهبردی ایران و چین، برگزار شد. این نشست با مشارکت جمعی از پژوهشگران، اساتید دانشگاه، سیاست پژوهان و فعالان حوزه علم، فناوری و اقتصاد دیجیتال، به بررسی ابعاد راهبردی، نهادی و فناورانه برنامه بلندمدت چین در افق ۲۰۵۰ اختصاص داشت؛ برنامه ای که امروز از آن به عنوان یکی از جامع ترین و منسجم ترین نقشه های راه توسعه علمی و فناورانه در سطح جهان یاد می شود.

فناوری؛ از ابزار توسعه تا ستون امنیت ملی
دکتر حسین قاهری در ابتدای سخنان خود با تاکید بر دگرگونی جایگاه فناوری در نظام بین الملل معاصر اظهار داشت: «فناوری در جهان امروز دیگر صرفا ابزاری برای رفاه یا رشد اقتصادی نیست، بلکه به یکی از بنیادی ترین مولفه های امنیت ملی کشورها تبدیل شده است.» وی تصریح کرد که فهم آینده نظم جهانی بدون درک نقش فناوری های نوظهور عملا ناممکن است و کشورهایی که نتوانند خود را با این تحولات همسو سازند، به تدریج از معادلات قدرت جهانی حذف خواهند شد.
به گفته رئیس اندیشکده ایران و چین، تحولات فناورانه تنها به بازآرایی ساختار اقتصاد جهانی محدود نمی شود، بلکه مناسبات ژئوپلیتیکی، معادلات امنیتی و حتی الگوهای فرهنگی و اجتماعی را نیز متاثر ساخته است. از این منظر، برنامه علم و فناوری چین تا ۲۰۵۰ را باید پاسخی راهبردی و آگاهانه به این دگرگونی های چندلایه تلقی کرد.
مسیر تحول چین؛ از مونتاژ تا مرجعیت علمی
دکتر قاهری با مرور تجربه تاریخی چین توضیح داد که این کشور تا حدود چهار دهه پیش، عمدتا واردکننده فناوری و متکی بر مزیت نیروی کار ارزان بود. در آن مقطع، چین بیش از هر چیز نقش «کارخانه جهان» را ایفا می کرد و بخش قابل توجهی از فناوری های پیشرفته مورد نیاز خود را از خارج تامین می نمود.
با این حال، به تدریج و در پی یک چرخش راهبردی، نگاه سیاست گذاران چینی به مقوله علم و فناوری دستخوش تحول شد. وی با مقایسه این مسیر با تجربه ژاپن پس از جنگ جهانی دوم و کره جنوبی در دهه های بعد، تاکید کرد که چین به این جمع بندی رسید که توسعه پایدار بدون تولید دانش بومی و دستیابی به فناوری های پیشرفته امکان پذیر نیست. از همین رو، علم و فناوری به عنوان یکی از ارکان اصلی امنیت ملی چین تعریف شد؛ رویکردی که تا امروز نیز استمرار یافته است.
صبر راهبردی؛ حلقه مفقوده بسیاری از الگوهای توسعه
یکی از مفاهیم محوری مورد تاکید در این نشست، «صبر راهبردی» بود. دکتر قاهری با اشاره به ماهیت فناوری های عمیق مانند کوانتوم، زیست فناوری، فضا و صنعت تراشه گفت: «این فناوری ها ذاتا پرهزینه، پرریسک و دیر بازده اند و نمی توان انتظار داشت که در کوتاه مدت به نتایج اقتصادی ملموس منجر شوند».
به باور وی، چین این واقعیت را به خوبی درک کرده و به همین دلیل افق برنامه ریزی خود را تا سال ۲۰۵۰ امتداد داده است. این صبر راهبردی به چین امکان داده تا زیرساخت های علمی، انسانی و نهادی لازم برای تبدیل شدن به یک قدرت فناورانه پایدار را به تدریج و بدون شتاب زدگی ایجاد کند؛ مسیری که بسیاری از کشورها به دلیل نگاه کوتاه مدت از طی آن بازمانده اند.
دولت؛ سیاست گذار کلان و تعیین کننده اولویت ها
در الگوی چینی، دولت نه به عنوان بنگاه دار و مجری مستقیم، بلکه به مثابه سیاست گذار کلان و تعیین کننده اولویت های راهبردی عمل می کند. وظیفه اصلی دولت، تعریف پروژه های ملی، جهت دهی به سرمایه گذاری ها و تخصیص هدفمند منابع است. دولت با ترسیم چارچوب های کلان، مسیر حرکت علم و فناوری را مشخص می کند و از ورود مستقیم به رقابت با بخش خصوصی پرهیز دارد.
دانشگاه؛ قلب تپنده تولید علم
دانشگاه ها در چین جایگاهی محوری در پیشرفت علمی دارند. پژوهش ها و پایان نامه ها عمدتا مسئله محور بوده و در راستای نیازهای ملی تعریف می شوند. ارتباط مستمر و نهادمند میان دانشگاه و دولت موجب شده است که سیاست گذاری علمی بر پایه داده های پژوهشی و آینده پژوهی دانشگاهی انجام شود. در این الگو، دانشگاه محل تولید دانش است و مرز روشنی میان فعالیت علمی و مسئولیت های اجرایی حفظ می شود.
صنعت؛ حلقه اتصال علم و بازار
صنعت در چین نقش تبدیل دانش به محصول و فناوری به ارزش اقتصادی را بر عهده دارد. بازار بزرگ داخلی این کشور بستری رقابتی برای آزمون، اصلاح و رشد فناوری ها فراهم کرده است. صنایع دولتی نیز عمدتا در پروژه های کلان و زیرساختی فعال اند و با رعایت اصول رقابت، نقش مکمل بخش خصوصی را ایفا می کنند.
استانداردها؛ ابزار پنهان حکمرانی فناورانه
به گفته دکتر قاهری، یکی از ستون های کمتر دیده شده اما بسیار موثر در این الگو، نظام استانداردسازی است. چین با تدوین استانداردهای بومی، علاوه بر حفظ استقلال فناورانه، توانسته است در بسیاری از حوزه ها بر استانداردهای بین المللی اثرگذار باشد.
کوانتوم؛ فناوری راهبردی قرن بیست ویکم
در بخش مهمی از نشست، جایگاه فناوری کوانتوم در برنامه چین مورد بررسی قرار گرفت. دکتر قاهری با تاکید بر اینکه کوانتوم یکی از اولویت های ملی چین تا افق ۲۰۵۰ است، توضیح داد که این فناوری کاربردهای گسترده ای در محاسبات پیشرفته، شبیه سازی مواد، رمزنگاری و ارتباطات امن دارد.
وی با تشریح تفاوت محاسبات کلاسیک و کوانتومی افزود: «چین به کوانتوم به عنوان زیرساخت امنیت آینده نگاه می کند؛ از ارتباطات امن قاره ای گرفته تا رمزنگاری نسل آینده که حتی ساختار اقتصاد دیجیتال و بلاک چین را نیز دگرگون خواهد کرد».
هوش مصنوعی؛ زبان مشترک حکمرانی آینده
هوش مصنوعی محور مهم دیگری در این نشست بود. دکتر قاهری با اشاره به نقش هوش مصنوعی در مدیریت شهری، حمل ونقل هوشمند، کاهش ترافیک، پزشکی و تشخیص های درمانی در چین گفت: «امروز بسیاری از شهرهای چین، چه کلان شهرها و چه شهرهای کوچک تر، به طور فزاینده ای بر پایه سامانه های هوشمند اداره می شوند».
به گفته وی، هوش مصنوعی در حوزه سلامت نیز تحولات قابل توجهی ایجاد کرده و امکان تشخیص های سریع، کم هزینه و دقیق را فراهم آورده است؛ روندی که علاوه بر ارتقای کیفیت زندگی، به بهبود سرمایه انسانی و افزایش بهره وری اجتماعی منجر شده است.
زیست فناوری، سلامت و ثبات اجتماعی
دکتر قاهری زیست فناوری را یکی از پیوندهای بنیادین میان علم، معیشت و ثبات اجتماعی دانست. وی با اشاره به تجربه تاریخی چین در حوزه امنیت غذایی توضیح داد که سیاست گذاران این کشور از دهه های گذشته، غذا، سلامت و ثبات اجتماعی را به عنوان سه رکن اساسی توسعه در نظر گرفته اند.
وی افزود که چین در کنار سلامت جسمی، توجه ویژه ای به سلامت روان و نشاط اجتماعی دارد و این نگاه در طراحی فضاهای شهری، مراکز عمومی و برنامه های فرهنگی کاملا مشهود است. به باور وی، این توجه جزئی نگرانه به سلامت روان، نقشی کلیدی در تقویت سرمایه اجتماعی ایفا کرده است.
تراشه ها؛ قلب تپنده فناوری های نوین
یکی دیگر از محورهای کلیدی نشست، صنعت تراشه بود. دکتر قاهری با تاکید بر اینکه بدون تراشه، هوش مصنوعی، اقتصاد دیجیتال و صنعت پیشرفته معنا نخواهد داشت، گفت: «تراشه ها امروز مغز فناوری های نوین هستند و چین این حوزه را به عنوان یکی از ارکان امنیت ملی خود تعریف کرده است».
وی با اشاره به تمرکز جهانی تولید تراشه در شرق آسیا خاطرنشان کرد که چین با سرمایه گذاری گسترده در طراحی و تولید تراشه، در پی کاهش وابستگی و ایجاد جهش فناورانه در این حوزه راهبردی است.
نگاه واقع گرایانه به چالش ها
در بخش پایانی نشست، دکتر قاهری با نگاهی واقع گرایانه به چالش های پیش روی چین پرداخت و گفت: «چین در کنار دستاوردهای بزرگ، چالش هایی مانند پیرشدن جمعیت و ضرورت گسترش آزادی های علمی را به صورت رسمی شناسایی کرده است.» به گفته وی، طرح صریح این چالش ها در اسناد بالادستی، نشان دهنده بلوغ نهادی و عقلانیت در سیاست گذاری علمی این کشور است.
جمع بندی
نشست «برنامه علم و فناوری در چین تا ۲۰۵۰» تصویری جامع از معماری قدرت علمی آینده چین ارائه داد؛ معماری ای که بر صبر راهبردی، برنامه ریزی بلندمدت، پیوند نظام مند دولت، دانشگاه و صنعت و نقش تعیین کننده استانداردها استوار است. تجربه چین نشان می دهد که علم بدون برنامه توسعه، فناوری بدون حکمرانی و دانشگاه بدون هدف، قادر به ساختن آینده نخواهد بود.
تهیه کننده گزارش: رستم ضیائی؛ پژوهشگر دیپلماسی اقتصادی چین