نگاهی بر مقوله تبلیغات در برنامه های رسانه ای و تاثیر آن در شکل دهی الگوهای مصرفی مخاطبان

تبلیغات و برنامه های رسانه ای یکی از مهم ترین ابزارهایی هستند که در دنیای امروز بر ذهن و رفتار مصرفی مردم اثر می گذارند و به شکلی غیر ملموس اما قدرتمند الگوهای مصرف را شکل می دهند زیرا رسانه ها با استفاده از تصویر، صدا، داستان و تکرار پیام ها می توانند نیازهای جدیدی در ذهن مخاطب ایجاد کنند یا نیازهای موجود را بزرگ تر و ضروری تر جلوه دهند .
وقتی فرد بارها و بارها با تبلیغ یک کالا یا سبک زندگی مواجه می شود ناخودآگاه آن را به عنوان یک گزینه مطلوب در ذهن خود ثبت می کند و همین تکرار باعث می شود انتخاب های او در بازار تحت تاثیر قرار گیرد . رسانه ها علاوه بر تبلیغات مستقیم از طریق برنامه های سرگرمی، سریال ها، مسابقات و حتی اخبار اقتصادی نیز الگوهای مصرفی را بازتولید می کنند برای مثال نمایش زندگی لوکس شخصیت های یک سریال یا تاکید بر استفاده از برندهای خاص در برنامه های تلویزیونی ( بصورت اسپانسر برنامه ) می تواند میل به مصرف کالاهای مشابه را در میان مردم افزایش دهد.
این فرآیند تنها به کالاهای لوکس محدود نیست بلکه حتی در زمینه مواد غذایی، پوشاک، لوازم خانگی و خدمات روزمره نیز رسانه ها نقش تعیین کننده دارند . از سوی دیگر تبلیغات رسانه ای با استفاده از تکنیک های روانشناسی مانند ایجاد حس کمبود، مقایسه اجتماعی یا القای موفقیت از طریق مصرف یک محصول خاص باعث می شوند افراد احساس کنند برای رسیدن به جایگاه اجتماعی بهتر یا برای داشتن زندگی مطلوب تر باید کالاهای خاصی را خریداری کنند( اقناع و تبلیغ ) .
این امر به تدریج فرهنگ مصرفی جامعه را تغییر می دهد و ارزش های جدیدی را جایگزین ارزش های سنتی می کند در نتیجه رسانه ها نه تنها رفتار خرید افراد را هدایت می کنند بلکه بر شیوه زندگی ، اولویت ها و حتی هویت اجتماعی آنان اثر می گذارند . نکته مهم دیگر این است که رسانه با ایجاد تصویرهای جذاب و داستان های قانع کننده مصرف را به یک تجربه هیجانی و احساسی تبدیل می کنند و این امر باعث می شود تصمیم گیری عقلانی در خرید کاهش یابد و جای خود را به انتخاب های احساسی بدهد . در چنین شرایطی مردم ممکن است کالاهایی را خریداری کنند که واقعا به آن ها نیاز ندارند اما احساس می کنند داشتن آن ها نشانه موفقیت یا به نوعی خوشبختی است . این چرخه مصرفی که توسط رسانه ها تقویت می شود می تواند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گسترده ای داشته باشد از جمله افزایش هزینه های خانوار ، گسترش فرهنگ مصرف گرایی ، فشار روانی برای همسان شدن با الگوهای تبلیغ شده و حتی ایجاد شکاف طبقاتی بیشتر زیرا کسانی که توانایی مالی کمتری دارند ممکن است احساس محرومیت بیشتری کنند وقتی رسانه ها سبک زندگی خاصی را به عنوان معیار موفقیت معرفی می کنند کسانی که نمی توانند آن را به دست آورند دچار احساس ناکامی می شوند .
تبلیغات و برنامه های رسانه ای نه تنها ابزار اطلاع رسانی یا سرگرمی هستند بلکه به عنوان یک نیروی اجتماعی و اقتصادی عمل می کنند که الگوهای مصرفی مردم را شکل می دهند و مسیر اقتصاد خانوار و جامعه را تحت تاثیر قرار می دهند . این نقش به قدری گسترده است که نمی توان آن را نادیده گرفت زیرا رسانه ها با قدرت نفوذ خود توانسته اند مصرف را از یک نیاز ساده به یک فرهنگ پیچیده و چندلایه تبدیل کنند که بر همه ابعاد زندگی مردم سایه انداخته است.