قدرت، خشونت و بازی بزرگ: تحلیل اغتشاشات ایران در چارچوب هانا آرنت

8 اسفند 1404 - خواندن 10 دقیقه - 19 بازدید

قدرت، خشونت و زمینه های پیچیده بی ثباتی

هانا آرنت در کتاب «خشونت» با ارائه تمایزی روشنگر میان «قدرت» و «خشونت» چارچوبی سودمند برای تحلیل پدیده های اجتماعی-امنیتی فراهم می آورد. از نگاه او، قدرت ریشه در توانایی گروه های انسانی برای «اقدام مشترک» و تاثیرگذاری بر سرنوشت جمعی دارد. در سوی دیگر، خشونت به عنوان ابزاری برای تحمیل اراده، متکی بر ادوات و ابزارهای فیزیکی یا روانی است. وقوع بی ثباتی ها و درگیری های خیابانی در جوامع مختلف، اغلب نشانه ای از تعامل پیچیده یا جایگزینی این دو مفهوم است. هنگامی که شیوه های مسالمت آمیز و نهادینه شده برای بیان مطالبات با دشواری مواجه شوند، زمینه برای بروز رفتارهای خشونت آمیز از سوی گروه هایی محدود فراهم می گردد. آرنت یادآور می شود که «خشونت جائی پدید می آید که قدرت در مخاطره قرار بگیرد». این نگاه تحلیلی به ما می آموزد که برای فهم عمیق تر ناآرامی ها، باید هم به بسترهای داخلی امکان سنجی کنش جمعی و هم به عوامل محرک و تشدیدکننده بیرونی توجه داشت.



خشونت به مثابه ابزار و زمینه مداخله بیگانگان

یکی از کلیدی ترین مفاهیم آرنت، ماهیت «ابزاری» خشونت است. او تاکید می کند که خشونت برای تاثیرگذاری نیازمند «اسباب و ادوات» است. این ادوات می تواند طیفی از سلاح های فیزیکی تا ابزارهای پیشرفته جنگ روانی و رسانه ای را شامل شود. شواهد و اعترافات موجود مبنی بر نقش آفرینی برخی دولت های خارجی و شبکه های رسانه ای وابسته در تحریک و هدایت بخشی از ناآرامی ها، دقیقا مصداق این بعد ابزارمحور خشونت است. این مداخلات در پی آنند که با تزریق سازمان یافته پیام های تحریک کننده، آموزش روش های تخریب و تشدید احساسات، نارضایتی های پراکنده را به سمت الگوهای خشونت آمیز کنترل شده سوق دهند. هدف از چنین اقداماتی، دشوارسازی مدیریت بحران برای حکومت مرکزی، ایجاد تصویری مخدوش از اوضاع داخلی کشور جهت مصرف تبلیغاتی بین المللی و در نهایت، تضعیف حاکمیت ملی است.

جنگ روانی و عادی سازی گفتمان خشونت

آرنت نسبت به فرآیند «عادی سازی خشونت» و اثرات مخرب آن بر خرد جمعی هشدار می دهد. یکی از مولفه های جنگ ترکیبی دشمنان، تلاش برای عادی جلوه دادن رفتارهای خشن و غیرقانونی از طریق بمباران تبلیغاتی است. انتشار گسترده و جهت دار تصاویر درگیری، آموزش ساخت ادوات تخریب و ترویج شعارهای حاوی خشونت کلامی در شبکه های اجتماعی معاند(شعار «رحم نکنید»)، در راستای ایجاد این توهم است که خشونت، پاسخی موجه و حتی ضروری به شرایط موجود است. این فرآیند به ویژه بر جوانان و اقشار آسیب پذیر تاثیرگذار باشد و آنان را به مشارکت در چرخه معیوب خشونت ترغیب نماید. مقابله با این بعد از تهدید، مستلزم هوشیاری، تولید محتوای اقناعی و روشنگرانه و تقویت سواد رسانه ای در سطح جامعه است تا افکار عمومی بتوانند واقعیت را از پروپاگاندا تشخیص دهند.

امنیت ملی و ضرورت تمایز میان مخالف، معترض و اغتشاش گر

بر اساس دیدگاه آرنت، یک پاسخ کارآمد به پدیده خشونت آمیز مستلزم درکی دقیق و تفکیک شده از کنشگران میدان است. در صحنه ناآرامی ها می توان سه گروه کلی را از یکدیگر متمایز کرد: نخست، شهروندانی که ممکن است دارای نگرانی ها یا نظرات متفاوتی باشند اما پایبند به چارچوب های قانونی و انسجام ملی هستند. دوم، افرادی که تحت تاثیر جو یا تبلیغات، ممکن است مرتکب تخلفات و اعمال غیرقانونی شوند. سوم، شبکه های سازمان یافته و مرتبط با بیگانگان که با هدف ایجاد ناامنی، تخریب اموال عمومی و ترور، وارد عمل می شوند. سیاست هوشمندانه در برخورد با این سه گروه، یکسان نیست. رویکردی که موفق به جلب اعتماد و همراهی گروه اول، اصلاح و بازدارندگی قانونی گروه دوم و مقابله قاطع و امنیتی با گروه سوم شود، می تواند ضمن حفظ امنیت، مانع از گسترش دایره بحران گردد. این تفکیک، مانع از افتادن در دام طراحی دشمن می شود که می خواهد همه این گروه ها را درهم بیامیزد.

نمایش خشونت و اهداف بین المللی معاندان

آرنت به جنبه «نمایشی» خشونت توجه دارد. خشونت سازمان یافته اغلب برای ایجاد تاثیر بر ناظران و ساخت روایت های خاص طراحی می شود. در ناآرامی های تحریک شده، تولید و انتشار هدفمند تصاویر خشونت بار (تخریب، آتش سوزی، درگیری) بخشی از استراتژی دشمن است. این تصاویر دو هدف عمده دارد: تاثیرگذاری روانی بر شهروندان برای ایجاد رعب و دامن زدن به ناامنی، و ارائه «مستندات» جهت استفاده در کمپین های تبلیغاتی بین المللی علیه کشور. هدف نهایی، ساختن روایتی نادرست از «فروپاشی داخلی» یا «خشونت دولتی گسترده» برای توجیه فشارهای بیشتر اقتصادی، سیاسی یا حتی اقدامات تخریبی در مجامع بین المللی است. بنابراین، مدیریت رسانه ای بحران و ارائه روایت دقیق و شفاف از وقایع، به همان اندازه مقابله فیزیکی با اغتشاش اهمیت دارد.

مسئولیت پذیری حکومت و انسجام ملی در برابر تهدیدات

در مواجهه با چنین تهدیدات ترکیبی، راهبرد اساسی از منظر آرنت، تقویت «قدرت» به معنای واقعی آن، یعنی انسجام ملی و ظرفیت کنش جمعی جامعه در دفاع از منافع و امنیت خود است. حکومتی که بتواند با شفافیت، پاسخگویی به نیازهای اساسی مردم، توزیع عادلانه فرصت ها و تقویت اعتماد عمومی عمل کند، پایه های محکم تری برای مقابله با هرگونه تلاش بی ثبات ساز دارد. در چنین شرایطی، تبلیغات دشمنان زمینه کمتری برای نفوذ می یابد و جامعه با هوشیاری بیشتری در برابر تحریکات ایستادگی می کند. اقدامات امنیتی و قضایی ضروری علیه عوامل تخریب و ترور، زمانی پایدار و موثر خواهند بود که در بستری از مقبولیت عمومی و همراهی اجتماعی اجرا شوند. این همراهی، خود محصول اعتماد و احساس مسئولیت مشترک در قبال سرنوشت کشور است.

دیوان سالاری و چالش پاسخگویی در شرایط بحران

آرنت از مفهوم «دیوان سالاری» به عنوان شکلی از حکمرانی یاد می کند که در آن، زنجیره ای از مقررات پیچیده می تواند مسئولیت پذیری فردی و پاسخگویی مستقیم را کاهش دهد. در مواقع بحران های امنیتی و اجتماعی، این ویژگی می تواند به عنوان یک نقطه ضعف عمل کند. اگر شهروندان احساس کنند که دستگاه های حکومتی به شکل ماشینی و غیرشفاف عمل می کنند و امکان گفت وگوی موثر و دریافت پاسخ روشن وجود ندارد، ممکن است احساس یاس یا بدبینی افزایش یابد. بنابراین، یکی از ملزومات مدیریت بحران های پیچیده، ایجاد سازوکارهای شفاف، سریع و مسئولیت پذیر برای تعامل با مردم، رفع شایعات و توضیح واقعیات است. این امر اعتماد عمومی را تقویت کرده و فضای مانور برای تحریکات دشمن را محدود می سازد.

هزینه های مادی و معنوی مقابله با خشونت سازمان یافته

آرنت خاطرنشان می سازد که توسل به خشونت و همچنین مقابله با آن، همواره هزینه هایی در پی دارد. هنگامی که خشونت از سوی شبکه های خارجی سازماندهی و تجهیز می شود، این هزینه ها برای کشور هدف به مراتب بیشتر است. این هزینه ها تنها مالی نیستند؛ بلکه شامل فرسایش انرژی مدیریتی، تحت الشعاع قرار گرفتن برنامه های توسعه، فشار روانی بر جامعه و همچنین ایجاد فرصت برای دشمن جهت بهره برداری تبلیغاتی می شوند. از این رو، یک راهبرد جامع می بایست علاوه بر اقدامات بازدارنده و امنیتی کوتاه مدت، بر اقدامات پیشگیرانه بلندمدت متمرکز باشد. اقداماتی که با رفع زمینه های نارضایتی و تقویت سرمایه های اجتماعی، تاب آوری ملی را در برابر چنین حملاتی افزایش دهد.

عرصه عمومی و ضرورت روایت سازی هوشمندانه

مفهوم «عرصه عمومی» در اندیشه آرنت، به فضایی اشاره دارد که امور مشترک در آن مورد بحث قرار می گیرد. در عصر حاضر، این عرصه به شدت تحت تاثیر فضای مجازی است. دشمنان با سرمایه گذاری سنگین بر رسانه ها و شبکه های اجتماعی، در تلاشند تا این عرصه را به محلی برای اشاعه گفتمان خشونت، یاس و تفرقه تبدیل کنند. در مقابل، یکی از ارکان مهم مقابله، حفظ و تقویت عرصه عمومی داخلی است. این کار از طریق تقویت رسانه های متعهد و حرفه ای، تولید محتوای جذاب و مبتنی بر واقعیت، و تسهیل گفت وگوی سازنده بین نخبگان و آحاد مردم ممکن می شود. هدف، ارائه روایتی دقیق، امیدبخش و مبتنی بر ارزش های ملی از شرایط موجود است که بتواند در رقابت با روایت سازی های معاند پیروز شود.

نسل جوان، آینده نگری و مصونیت در برابر تبلیغات

آرنت در تحلیل جنبش های اجتماعی به نقش آگاهی نسل جوان از آینده اشاره می کند. امروزه، جوانان به دلیل دسترسی به اطلاعات گسترده، نسبت به مسائل جهانی و آینده خود حساسیت بالایی دارند. دشمنان تلاش می کنند با القای حس ناامیدی و تبلیغ خشونت به عنوان تنها راه تغییر، این انرژی و حساسیت را به مسیری مخرب هدایت کنند. بنابراین، برنامه ریزی برای آینده جوانان، ایجاد چشم انداز روشن برای پیشرفت فردی و اجتماعی آنان، و درگیر کردن فعال آنان در فرآیندهای سازنده ملی، نه تنها یک ضرورت توسعه ای، که یک امنیتی است. جوانانی که خود را در ساختن آینده کشور سهیم بدانند، کمتر در دام روایت های ویرانگر و خشونت طلبانه گرفتار می آیند.

نقش نخبگان فکری و رسانه های متعهد در روشنگری

بر اساس بینش آرنت، «عقل سلیم» و تفکر نقاد، بهترین پادزهر در برابر ایدئولوژی های تخریب گر و تبلیغات تحریک آمیز است. در فضای پیچیده کنونی، رسانه های مسئول، دانشگاهیان، فرهیختگان و رهبران فکری جامعه وظیفه خطیری بر عهده دارند. آنان می توانند با ارائه تحلیل های عمیق، مستند و به دور از جنجال، به افکار عمومی کمک کنند تا ماهیت واقعی تحرکات تخریبی، اهداف پشت پرده آن و تمایز قاطع میان انتقاد سازنده و اقدام علیه امنیت ملی را درک کنند. این روشنگری عالمانه، سپر محکمی در برابر پروپاگاندا و جنگ روانی دشمن ایجاد کرده و جامعه را در مسیر هوشیاری و وحدت رهنمون می سازد.

جمع بندی: راهبرد توامان امنیتی-اجتماعی در پرتو اندیشه آرنت

تحلیل هانا آرنت از رابطه قدرت و خشونت، راهبرد جامعی برای مواجهه با بی ثباتی های تحریک شده از خارج پیش پای می گذارد. این راهبرد، رویکردی یک بعدی و صرفا امنیتی را ناکافی می داند. در مقابل، بر لزوم پیگیری همزمان چند محور تاکید دارد: نخست، تقویت پایه های داخلی قدرت ملی از طریق تحکیم انسجام، پاسخگویی به نیازهای اساسی و شفافیت. دوم، مقابله قاطع و هوشمند با شبکه های اغتشاش و ترور که عامل مستقیم خشونت و ناامنی هستند. سوم، مدیریت فعال عرصه عمومی و روایت سازی برای خنثی سازی جنگ روانی دشمن و حفظ اعتماد عمومی. و چهارم، تمایز قائل شدن میان انواع کنشگران و اتخاذ رویکردی متناسب با هر گروه. موفقیت در این مسیر پیچیده، نیازمند عزم ملی، مدیریتی خردمند و همراهی گسترده آحاد ملت است تا بتوان ضمن خنثی سازی توطئه های دشمنان، مسیر پیشرفت و امنیت کشور را تداوم بخشید.